رام شدنى نيست
- درود خدا بر شما خاندان باد . در مرگ و زندگى ، در حضر و سفر .
* و قصيدهء هم در پند و اندرز و عبرتآموزى سروده كه در جزء ششم ديوانش ديده مىشود :
لا تقربنّ عضيهة
انّ العضاية مخزيات
و اجعل صلاحك سرمدا
فالصالحات الباقيات
- پيرامون افترا و دروغ مگرد ، افترا و دروغ مايهء رسوائى است .
- هماره بآهنگ رشد و صلاح باش ، آنچه پايدار است ، نيكى و صلاح است .
- زندگى سراسر عبرت است ، از مردم گيتى پند بياموز .
- امروز خوشى و كاميابى ، فردا نكبت و ادبار .
- روزگار از اين دست مىدهد و از آن دست باز مىگيرد .
- براى مردم آزاده خوارى در حكم مرگ است ، زندگى ، تنها در سايهء عزت و اقتدار .
- ذخيرهء دنيا و آخرت ، طاعت و عبادت است ، يا كسب افتخارات .
- واى از آن فتنه كه آدمى را بدست هلاكت و دمار بسپارد .
- جلوه مىكند و مىفريبد تا آنجا كه نيكبختى را به بدبختى مىكشاند .
- عبرتها مىگذرد و چشم بصيرت ما باز نمىشود .
- كجا رفتند آنان كه در كنار ما بودند و اينك جايشان خالى است .
- آنها كه منافع دجله و فرات را يكسر بخزانهء خود مىريختند .
- آوازهء قدرت و دولتشان برنخاسته ، صلاى مرگشان برخاست .
- غول مرگ كه چنگال و دندان خود را تيز كرد .
- نه به حق سوگند ، هيچ قدرتى مانع آن نبود ، نه شمشير آبدار و نه نيزهء تابدار .
- صباحى چند فرياد و خروش بركشيدند ، سپس بوادى خاموشان غنودند .
- گويا در خواب نازند ، اما خوابى جاودانه پايدار .