تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
رام شدنى نيست - درود خدا بر شما خاندان باد . در مرگ و زندگى ، در حضر و سفر . * و قصيدهء هم در پند و اندرز و عبرتآموزى سروده كه در جزء ششم ديوانش ديده مىشود :
لا تقربنّ عضيهة انّ العضاية مخزيات و اجعل صلاحك سرمدا فالصالحات الباقيات
- پيرامون افترا و دروغ مگرد ، افترا و دروغ مايهء رسوائى است . - هماره بآهنگ رشد و صلاح باش ، آنچه پايدار است ، نيكى و صلاح است . - زندگى سراسر عبرت است ، از مردم گيتى پند بياموز . - امروز خوشى و كاميابى ، فردا نكبت و ادبار . - روزگار از اين دست مىدهد و از آن دست باز مىگيرد . - براى مردم آزاده خوارى در حكم مرگ است ، زندگى ، تنها در سايهء عزت و اقتدار . - ذخيرهء دنيا و آخرت ، طاعت و عبادت است ، يا كسب افتخارات . - واى از آن فتنه كه آدمى را بدست هلاكت و دمار بسپارد . - جلوه مىكند و مىفريبد تا آنجا كه نيكبختى را به بدبختى مىكشاند . - عبرتها مىگذرد و چشم بصيرت ما باز نمىشود . - كجا رفتند آنان كه در كنار ما بودند و اينك جايشان خالى است . - آنها كه منافع دجله و فرات را يكسر بخزانهء خود مىريختند . - آوازهء قدرت و دولتشان برنخاسته ، صلاى مرگشان برخاست . - غول مرگ كه چنگال و دندان خود را تيز كرد . - نه به حق سوگند ، هيچ قدرتى مانع آن نبود ، نه شمشير آبدار و نه نيزهء تابدار . - صباحى چند فرياد و خروش بركشيدند ، سپس بوادى خاموشان غنودند . - گويا در خواب نازند ، اما خوابى جاودانه پايدار .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 107 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى