تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
- از آن پس كه با شتاب عهد و پيمان خود استوار كرديد . - به پشت برگشتيد و از راه حق كناره گرفتيد . - چندان نامه نوشتيد تا پاسخ شنيديد ، و چندان اصرار كرديد تا دعوت شما را پذيرفت . - و چون راهى بلاد شما گشت با انبوه دشمن به قتال او برخاستيد . - برخى پيمان شكستيد ، جمعى از يارى او دريغ كرديد ، هيچيك پاس حرمت او روا نداشتيد . - كينه‌هاى ديرين به جوش آمد ، دلهاى پرخروش در تلاطم انتقام . - تيغهاى آبدار از نيام بر آمد ، با نيزه‌هاى تابدار . - شما ، نه دشمن را از سر راهش بدور كرديد ، و نه براى ورود ، منزل و مأوائى مهيا نموديد . - بر خفتهء مدينه سخت ناگوار است كه پاره‌هاى تنش در صحراى كربلا به خاك و خون در غلتيد . - از آب فراتشان راندند و از شربت شهادت سيرابشان كردند . - از آنجا كه در گمان نبود ، جام بلا بر سرشان ريخت ، دوستان فريبكار و غدار . - اى روز عاشور . چه فاجعه‌ها كه بر « آل اللَّه » فرود نياوردى . - جام مرگ بدست گرفتى و در خانه و كاشانه آل عبامهمان گشتى ، اى ناخجسته مهمان . - سرور شهيدان را از ميان ما بردى ، دستها بريدى ، سرها از تن جدا كردى . - شهيدى كه با فرو افتادن قامتش دين احمد فرو افتاد ، عزت مسلمين پامال شد . - اى خاندان رسول . شما را دوستارم ، ملامت مردم را به چيزى نخرم . - به آنها كه در مهر شما سر كوفت زنند ، و چه بسيار نكوهشگران كه خير - خواه نباشند . - گفتم : آرام گيريد ، و از سرگشتگى خود مرا معاف داريد ، اين دل من