مىكرد و يا آتش آن را فرو مىنشاند .
- هر بام و شام كه آيد ، گويم : اينك از رنج درون رستم ، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم .
- دستم بدامن معشوق نمىرسد ، آرزوى وصل دارم ، اما چه بخيل و پرجفاست .
- با رقيب بر گو كه بر كاشانهء معشوق مىگريد و مىنالد .
- من از ناله و زارى بر اين لانه و كاشانه معذورم ، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پامال ستم گشت .
- داغى بر اين دل نشست كه هر چند در برابر آن صبر و تحمل ورزم ، قرار و آرام نيابم .
- بار گران اين مصيبت پشتم شكست ، تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيدهام .
- و شما اى دشمنان حقيقت ، بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين خود را از خاندان او باز گرفتيد .
- نه اين بود كه در سايهء آئين محمد به دولت رسيديد ، پيش از آن خوار و مهين بوديد .
- خاندان اميه ، فرزندان حرب را برگو ، اگر توانى زبان از كام بركشى :
- با شمشير محمد چندان بر سر خاندانش نواختيد ، تا دست و شمشير كندى گرفت .
- با كسى راه مكر و فسوس گرفتيد كه جدش رهبر نجاتبخش شما بود .
- پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند ، و جز شيون و افغان پناهى نداشتند .
- طوفان كربلا فرو نشست ، جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود .
- چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد ، و گلهاى آن را پرپر كند .
- و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند .
- چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد ؟ و چه سروهاى آزاده كه فرو نيفتاد ؟
الغدير ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٥