تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
مىكرد و يا آتش آن را فرو مىنشاند . - هر بام و شام كه آيد ، گويم : اينك از رنج درون رستم ، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم . - دستم بدامن معشوق نمىرسد ، آرزوى وصل دارم ، اما چه بخيل و پرجفاست . - با رقيب بر گو كه بر كاشانهء معشوق مىگريد و مىنالد . - من از ناله و زارى بر اين لانه و كاشانه معذورم ، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پامال ستم گشت . - داغى بر اين دل نشست كه هر چند در برابر آن صبر و تحمل ورزم ، قرار و آرام نيابم . - بار گران اين مصيبت پشتم شكست ، تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيده‌ام . - و شما اى دشمنان حقيقت ، بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين خود را از خاندان او باز گرفتيد . - نه اين بود كه در سايهء آئين محمد به دولت رسيديد ، پيش از آن خوار و مهين بوديد . - خاندان اميه ، فرزندان حرب را برگو ، اگر توانى زبان از كام بركشى : - با شمشير محمد چندان بر سر خاندانش نواختيد ، تا دست و شمشير كندى گرفت . - با كسى راه مكر و فسوس گرفتيد كه جدش رهبر نجاتبخش شما بود . - پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند ، و جز شيون و افغان پناهى نداشتند . - طوفان كربلا فرو نشست ، جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود . - چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد ، و گلهاى آن را پرپر كند . - و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند . - چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد ؟ و چه سروهاى آزاده كه فرو نيفتاد ؟
الغدير ( فارسي ) — صفحة 105 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى