تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
- درود خداوند نثارتان باد ، مزارتان از ژالهء بهارى سيراب كناد . - ابرى پر باران ، با رعدى خروشان ، كه زهرهء شير ژيان برشكافد . - خدا را . چگونه بر شما رحمت آرم ، كه شما خود رحمت همگانيد . * رثاى ديگرى دربارهء سيد الشهدا سروده كه در جلد اول ديوانش ثبت است :
ءاسقى نمير الماء ثمّ يلذّلى و دوركم آل الرّسول خلاء
- چسان از شهد زلال كامياب گردم ، با اينكه سراپردهء رسول خالى و ويران است . - روزگار از جدائى و آوارگى شما كامياب شد و شما از عيش و زندگى كامياب نگشتيد . - از آب فرات شما را راندند ، با آنكه گاو و گوسفند بر كنار آن سيراب است . - بروز عاشورا چشمها خون گريست ، دردى بر دلها نشست كه دوا نپذيرد . - مصيبت به دنيا فراوان است اما اين مصيبت فراموشى نگيرد . - سياهى و تاريكى فضا را گرفت ، صبح روشن كو ؟ درد بالاى درد فزود ، شفا كو ؟ - دلهاى بريان در سينه مىطپد ، گويا عزم پرواز دارد . - اى كه زبان ملامت باز كرده اى و بر اشك سوزانم نكوهش آورى . - از من پاسخى نيابى ، جز حسرت و آه ، ناله‌هاى جانكاه . - چسان داغ دل را فراموش كنم با آنكه خاندان محمد آواره گشت و بى - پناه ماند . - مركوبشان از رفتار ماند ، حقوق آنان پايمال شد . - گويا نژاد از رسول خدا ندارند ، از خاندان او بيگانه‌اند . - اى ستارگان رخشان كه پرتو انوارتان آسمانها را در نورديده ، مردم گول و احمق بىخبراند . - اگر جمعى رهبر دوزخاند ، شما خود رهبران بهشت عدن باشيد . - بگذاريد كه اين قلب فكارم بر خروشد ، بام و شام بر شما ناله زند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 103 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى