مانده .
- اگر كوفيان راه مكر و دغل نمىپيمودند ، ننگ عار و فرار بر جان خود مىخريدند .
- به آخر ، غبار كين بر آسمان برشد ، روان آن پاك مردان بجانان پيوست .
- مصيبتى فرود آمد ، احمد و خاندانش در ملا أعلى بماتم نشست .
- غمى كه از آن جانكاه تر نباشد ، دردى كه مغز جان را بسوزاند .
- تيرى كه خطا نكرد ، دست تير اندازش شكسته باد .
- زادگان « حرب » را برگو ، و آن كوران و گمرهان كه بر گرد خود جمع كردند .
- آنها كه خودخواهى و خودكامى بر سرشان لجام افكند ، به خواب خرگوشى فرو رفتند :
- مپنداريد كه از جام پيروزى كامروا گشتيد ، فرجام كار ، تلختر از « صبر » است .
- اينان به استقبال مرگ شتافتند ، پيشتازان هميشه جان به كف باشند .
- در ميان شما جز مردم بدكار نبينم ، مردمى سراپا ننگ و عار .
- آنها كه از خوف فقر ، دست عطا نگشايند ، از صولت مرگ پيش نتازند .
- اى آل ياسين . ولايتان رهبر آئين استوار است .
- فرشتگان در خانهء شما فرود آيند ، آيات قرآن در دل و جانتان نزول گيرد .
- خداى گيتى را حجت و برهانيد ، از عرب تا عجم ، سپيد و سياه .
- جز با مهر و ولايتان ، كجا قرب و منزلتى به سوى پروردگار جهان حاصل آيد ؟
- به خدا سوگند نظم و نثرم از ياد شما خالى نماند ، و نه دل يا زبانم .
- هرگز . و نه دشمنانتان از زخم زبانم در امان مانند ، و يا از تير جان ستانم .
- و نه در روز ماتمتان ، لب به خنده و شادى برگشايم .
- اگر بروزگار پيشين نبودم كه با تيغ تيز نصرت و يارى كنم ، اينك با زبان بمقابله برخيزم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٢