تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
كأنّه من حنق أجدل أرشده الحرص الى مطعم
- از كرم دعوت كوفيان پذيرفتند ، چه سوگندها خوردند كه وفا نكردند . - آنگاه كه طليعهء كاروان ، پايان شب در ميان گرد و غبار افق طالع گشت . - گويا سواران بر پشت زين با نيزهء آهنين ميخكوبند ، چونان پرچمى كه بر قله كوهساران برفرازند . - با دلى آكنده از كين ، چشمانى سرخ از خون خشمگين . - گويا باز شكارى است ، صيد خود را در كمين .
فاستقبلوا الطعن الى فتية خوّاض بحر الحذر المفعم من كلّ نهّاض بثقل الاذى موكَّل الكاهل بالمعصم ماض لما امّ فلو جاد فى الهيجاء بالهوجاء لم يندم و كالف بالحرب لو أنّه أطعم يوم السّلم لم يطعم مثلَّم السّيف و من دونه عرض صحيح الحدّ لم يثلم
- كوفيان با طعن سنان به استقبال جوانمردانى شتافتند ، كه يك تنه بر درياى لشكر مىتاختند . - از جراحت تير و شمشير پروا نكنند ، شانه از زير بار نتابند . - اراده اش خلل نپذيرد ، در پهنهء پيكار ، از طعن و ضرب آرام نگيرد . - چنان تشنهء نبرد است كه روز صلح و آشتى كامش شيرين نگردد . - دم شمشيرش از ضرب پيكار شكسته ، شمشير ديگران سالم و بىخلل .
فلم يزالوا يكرعون الظَّبا بين تراقى الفارس المعلم فمثخن يحمل شهّاقة يحكى لراء فغرة الاعلم كانّما الورس بها سائل او انبتت من قضب العندم و مستزلّ بالقنا عن قرى عبل الشّوى او عن مطا ادهم
- هماره تيغ تيز را در شانهء يلان فرو بردند و از خونشان آب دادند . - آن يك بر خاك فتاده ، خون از چاك سرش در فوران است . - گويا ، سرخ توت ، بر سرش افتاده يا برگ ارغوان بر تنش روئيده . - آن دگر با طعن سنان از پشت زين نگون گشته ، سمند ابلقش بىصاحب
الغدير ( فارسي ) — صفحة 101 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى