با آنكه همه كس خواهان زهرا بود ؟
- يا آن روز كه مرغ بريان بر سفره نهاده مصاحبت بهترين و محبوبترين مردمان را آرزو كرد ، جز على كس ديگر حلقه بر در كوفت ؟ با آنكه خادم احمق سه نوبت او را باز گرداند .
- يا روز مباهله كه على را همتا و هم سنگ خود معرفى كرده جايگاه او را بهمگان نمود و اين خود بالاترين منزلتى است كه به تصور آيد .
- افى يوم « خم » اذا شاد بذكره
و قد سمع الايصاء جاء و ذاهب
- يا روز « غدير خم » كه نام على را بلند كرد ، و آيندگان و روندگان وصيت او را شنيدند .
- اى پادشاه دين ، اى همريشهء رسول ، اى كسى كه دوستيت از جانب حق فرض و قطعى است .
- جايگاهت بر كوكب فرقدين پيدا است و مجد و عظمتت از ستارهء سماك پرتوافكن .
- شمشيرت بر گردن دشمنان قلادهء زرين بسته ، قلاده اى كه زرگر ماهر نتواند بست .
شاعر
:
« صاحب » ، « كافى الكفاة » ابو القاسم اسماعيل بن ابى الحسن : عباد بن العباس بن عباد بن احمد بن ادريس طالقانى :
گاه اتفاق مىافتد كه اديب سخندان ، با اينكه بيانى شيوا و رسا دارد و قدرت ادبى او در غوررسى و تحليل شخصيتها و رجال برجستهء تاريخ ، ممتاز و مسلم است در عين حال ، زبانش در تحليل برخى شخصيتها و تحقيق و تشريح عظمتشان دچار لكنت شده در كام مىخشكد .
از جملهء اين شخصيتها و رجال با عظمت ، صاحب ابن عباد است ، كه به سهولت نميتوان به قعر مجد و معالى او دست يافت ، بلكه بايد جوانب مختلفهء حيات او را يك -