تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بوده : مانند ليث ، خليل ، سيبويه ، خلف احمر ، ثعلب احمثى ، ابن كلبى ، ابن دريد - و به همين جهت « انبارى » او را از علماء لغت دانسته و براى او در كتاب « طبقات ادباء از نحويين » فصلى باز كرده ، و سيوطىاش در « بغية الوعاة » كه در طبقات لغويين و نحويين است ياد كرده و علامه مجلسى در پيش گفتار بحار ، بعنوان « پرچمدار علم لغت و عروض و عربيت در صفوف اماميه » معرفى كرده است . اضافات چاپ دوم [ ابن جوزى در « المنتظم » ج 7 ص 180 مىنويسد : با دانشمندان و اديبان مراوده مىكرد ، بدانها مىگفت : « روز چون پادشهانيم و شب چون برادران » . از محدثين فرا گرفته و به ديگران املاء نموده : ابو الحسن على بن محمد طبرى معروف به « كيا » از زبان ابو الفضل زيد بن صالح حنفى مىگفت : صاحب ابن عباد ، موقعى كه تصميم به املاء حديث گرفت ، در منصب وزارت كار مىكرد ، روزى طيلسان پوشيده تحت الحنك بسته ، در هيئت اهل علم برون شد و گفت : آيا پيش كسوتى و سابقهء مرا در علم و دانش قبول داريد ؟ همگان پذيرفته و اعتراف كردند . بعد گفت : من به شغل وزارت اندرم و آنچه از كودكى تا كنون ، مصرف خرج و انفاق خود كرده‌ام ، همه از مال پدر و جدم بوده است ، با وجود اين نمىگويم از مظلمه و حقكشى معصوم بوده‌ام ، اينك من خدا را و سپس شما را گواه مىگيرم كه از هر گناهى بازگشت و به مغفرت و عنايت الهى پناه مىبرم . آنگاه براى خود خانهء انتخاب و نام آن را « خانهء توبه » نهاد و يك هفته در آن اعتكاف جست ، و بعد از آنكه امضاى فقها را به راستى و درستى توبهء خود جمع آورى نمود ، بر مسند املاء نشست و جمع كثيرى در محضر او گرد آمد تا آنجا كه يك بلندگو كافى نبود ، بلكه شش نفر ديگر صدا به صدا سخن او را به اطراف مجلس مىرساندند ، و حتى بزرگانى مانند قاضى عبد الجبار ، حديث او را يادداشت كرده‌اند . ضمنا « صاحب » هر ساله پنجهزار دينار به بغداد مىفرستاد تا ميان فقهاء و اهل ادب تقسيم شود ، و هيچگاه ، در اجراى حق الهى ، ملامت مردم را به چيزى نمىخريد . ]