تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
شانزدهم ذى قعده ، ديده بجهان گشود . علم و ادب را از پدرش آموخت و از ابو الفضل ابن العميد و ابو الحسين احمد بن فارس لغوى و ابو الفضل عباس بن محمد نحوى ملقب به « عرام » و ابو سعيد سيرافى و ابو بكر ابن مقسم و قاضى ابو بكر احمد بن كامل بن شجره و عبد اللَّه بن جعفر بن فارس كه از اين دو نفر حديث فرا گرفته است . سمعانى مىنويسد : حديث را از مشايخ اصفهان و بغداد و رى فرا گرفت و به ديگران فرا داد ، و همواره تحريص مىكرد كه حديث بياموزند و بنويسند ، از ابن مردويه بازگو شده و او خودش از زبان « صاحب » شنيده كه مىگفت : « هر كه حديث ننويسد ، شيرينى اسلام را احساس نخواهد كرد . چون در مجلس حديث ، براى املاء و ديكته حاضر مىشد ، جماعت انبوهى به استماع مىنشستند ، و ناچار هفت نفر بلندگو صدا به صدا حديث را به گوش آخرين قسمت اجتماع مىرساند . از اين رو ، محدثين زيادى از او سماع حديث دارند و احاديث نخبهء فراوانى نوشته‌اند از جمله : قاضى عبد الجبار ، شيخ عبد القاهر جرجانى ، ابو بكر ابن المقرى قاضى ابو الطيب طبرى ، ابو بكر ابن على ذكوانى و ابو الفضل محمد بن محمد بن ابراهيم نسوى شافعى كه هر يك استوانهء حديث و كلام محسوباند . علاوه بر اين ، نبوغ علمى و مهارت او در فنون ادب تا آنجا شهرت يافت و مورد گواهى حاضران و غائبان قرار گرفت ، كه شيخ بهاء الدين عاملى در رسالهء « غسل - الرجلين و مسحهما » او را از علماء شيعه و در شمار ثقة الاسلام كلينى ، شيخ صدوق شيخ مفيد ، شيخ طوسى و شهيد و امثال آنان آورده ، و علامه مجلسى اول در حواشى « نقد الرجال » به عنوان « افقه الفقهاء » از او ياد كرده و در جاى ديگر از رؤساى اهل حديث و كلامش شناخته و شيخ حر عاملى در « امل الامل » او را با عناوين : « محقق ، متكلم والامقام ، گرانقدر در علم » ستوده است . از طرف ديگر ، ثعالبى در كتابش « فقه اللغة » صاحب را از پيشوايانى شمرده كه سخندانى و سخن سنجى آنان سند و گواه استنباط ادبى و از هر جهت مورد اعتماد