تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
- خورشيد بخاطر تو بازگشت و آن منقبتى است كه پرده پوشى نتوان كرد . - من آنچه را دشمنانت روايت كرده‌اند . بازگو كردم به همين جهت جان و مال آنها را حلال مىشمارم . اى همتاى محمد ، اى پيوند همايون ، تو با مشكلات و شدائدى مواجه گشتى كه شگفتىها ببار آورد . - با لقب « بوتراب » تو را سركوفت زدند ولى دين خود را با كفى « تراب » معامله كردند . - ندانستيد : وصى رسول همان است كه در محراب عبادت انگشترى به رسم زكات بخشيد . - ندانستيد : وصى رسول همان باشد كه روز « غدير » ، فرمانروائى او را بر صحابه مسجل ساخت . ، و يا اين شعر ديگرش را ملاحظه كنيد : - گفتند : على بر كرسى افتخار بالا رفت ، گفتم : بلكه كرسى از قدم على فخر گرفت . - من همانرا گويم كه رسول گفت ، موقعى كه همگانرا گرد آورد ، فرمود : - هلا آگاه باشيد ! هر كه من سرور اويم ، بايد كه على را سرور خود شناسد . و گرنه خود داند . ، و در قصيدهء ديگر گويد : - چه بسيار دعاى مصطفى دربارهء على به اجابت پيوست و آرزوهاى دشمنانش بر باد رفت . - چشم دردمند او را با دعا شفا داد ، موقعى كه در جنگ خيبر باد مخالف مىوزيد . - براى هميشه از سورت سرما و گرما مصون گشت و در اين دعا شگفتىهاست . - كدامين روز ، كارها بر وفق مراد چرخيد ، كه خورشيد آسمان ولايت ( على ) پرتوافشان نبود ؟ : - آيا در آن روز كه على خواهان زهرا شد و رسول خدايش به دامادى پذيرفت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 81 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى