تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
گفت : رسول پاك مطهر ، در مباهله كه را همراه برد ؟ گفتم : آن كه در سفر و حضر همسنگ و همتاى او بود . گفت : پس چه كسى از ميان امت شبيه هرون بود ؟ گفتم : آن كه در آشوب و فتن نلغزيد و از پاى نماند . گفت : پس شهر علم را چه كسى در بود ؟ گفتم : آن كه نيازمند دانشش بودند و خود نيازمند نبود . گفت : قاتل « ناكثين » بيعت شكن كه بود ؟ گفتم : جنگ جمل پرده گشاى اين راز است . گفت : با « قاسطين » بيدادگر كه نبرد كرد ؟ گفتم : دشت صفين را بنگر كه صحنهء عمل بود . گفت : « مارقين از دين » را چه كس تيغ بر سر كوفت ؟ گفتم : روز نهروان معنى آن آشكار گشت . گفت : به روز رستاخيز ، شرافت حوض كوثر از كيست ؟ گفتم : آنكه خاندانش شريفترين خاندانهاست . گفت : پس « لواى حمد » را كه بر دوش خواهد كشيد ؟ گفتم : همان كه از نبرد نهراسيد . - گفت : تمام اين مزايا در يك نفر جمع بود ؟ گفتم : آرى در يك نفر . - گفت : كيست ؟ نامش برگو ! گفتم : امير المؤمنين على . ، و در قصيدهء ديگرى گفته است : - اى همسر دخت محمد ! اگر گوهر وجودت نبود ، فاطمه به خانهء شوهر نمىرفت . - اى ريشهء خاندان احمد ! اگر تو نبودى ، از احمد مرسل نسلى بجا نمىماند . - پيامبر خدا كه شهر علم و به هر گونه كمال آراسته بود ، دروازهء طلائى آن شهر توئى .