تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
دوزخ فروزانست و نعيم بهشت براى دوستانشان رايگان . - آرى آنهايند « خبر بزرگ ( 1 ) » و همانهايند كشتى نوح و هم شاهراه حقيقت چون وحى منقطع گشت . دنبالهء شعر : سخن محكم و درستتر اين است كه اين قصيده از ناشى است ، چنان كه ابن - شهرآشوب در « مناقب » بدان تصريح كرده . ابن خلكان از ابىبكر خوارزمى نقل مىكند كه ناشى در سال 325 به كوفه رفت و در مسجد جامع شعر خود را ديكته كرد متنبى شاعر كه در آنوقت نورس بود ، در مجلس او حاضر مىشد و از املاء ناشى ، اين دو بيت را از قصيدهء او يادداشت كرد :
كأن سنان ذابله ضمير فليس من القلوب له ذهاب و صارمه كبيعته بخم مقاصدها من الخلق الرقاب
( 2 ) ياقوت حموى هم در « معجم الادباء » ج 5 ص 235 و يافعى در « مرآت الجنان » ج 2 ص 335 داستان فوق را ذكر كرده‌اند ، و صاحب « نسمة السحر » با جزم به اين نسبت ، شعر را آورده و گفته : هر كس آن را به عمرو عاص بسته ، مرتكب رسواترين اشتباه شده است . اينان چكيدهء شعر و ادباند و نظرشان در اين گونه موارد حجت است . پس نسبت اين شعر به عمرو عاص ، چنان كه در بسيارى از كتب ادبى آمده ، مانند كتاب « اكليل » ( تأليف ابى محمد الحسن بن احمد الهمدانى اليمنى ) و « تحفة الاحباء » ( تأليف جلال الدين شيرازى ) مورد اعتماد نشايد بود .
هامش
( 1 ) عم يتساءلون ؟ عن النبأ العظيم . ( 2 ) در چاپ شش جلدى تاريخ ابن خلكان تحقيق محمد محى الدين عبد الحميد ج 2 ص 52 شعر دوم را چنين تحريف كرده‌اند :و صارمه لبغتته كنجم مقاصدها من الخلق الرقابگويا از ذكر « غدير خم » و اشاعهء آن خائفاند . ( مترجم )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 59 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى