دوزخ فروزانست و نعيم بهشت براى دوستانشان رايگان .
- آرى آنهايند « خبر بزرگ ( 1 ) » و همانهايند كشتى نوح و هم شاهراه حقيقت چون وحى منقطع گشت .
دنبالهء شعر :
سخن محكم و درستتر اين است كه اين قصيده از ناشى است ، چنان كه ابن - شهرآشوب در « مناقب » بدان تصريح كرده . ابن خلكان از ابىبكر خوارزمى نقل مىكند كه ناشى در سال 325 به كوفه رفت و در مسجد جامع شعر خود را ديكته كرد متنبى شاعر كه در آنوقت نورس بود ، در مجلس او حاضر مىشد و از املاء ناشى ، اين دو بيت را از قصيدهء او يادداشت كرد :
كأن سنان ذابله ضمير
فليس من القلوب له ذهاب
و صارمه كبيعته بخم
مقاصدها من الخلق الرقاب
( 2 )
ياقوت حموى هم در « معجم الادباء » ج 5 ص 235 و يافعى در « مرآت الجنان » ج 2 ص 335 داستان فوق را ذكر كردهاند ، و صاحب « نسمة السحر » با جزم به اين نسبت ، شعر را آورده و گفته : هر كس آن را به عمرو عاص بسته ، مرتكب رسواترين اشتباه شده است .
اينان چكيدهء شعر و ادباند و نظرشان در اين گونه موارد حجت است .
پس نسبت اين شعر به عمرو عاص ، چنان كه در بسيارى از كتب ادبى آمده ، مانند كتاب « اكليل » ( تأليف ابى محمد الحسن بن احمد الهمدانى اليمنى ) و « تحفة الاحباء » ( تأليف جلال الدين شيرازى ) مورد اعتماد نشايد بود .
هامش
( 1 ) عم يتساءلون ؟ عن النبأ العظيم .
( 2 ) در چاپ شش جلدى تاريخ ابن خلكان تحقيق محمد محى الدين عبد الحميد ج 2 ص 52 شعر دوم را چنين تحريف كردهاند :و صارمه لبغتته كنجم
مقاصدها من الخلق الرقابگويا از ذكر « غدير خم » و اشاعهء آن خائفاند . ( مترجم )