، و از اشعار ناشى ( نوپرداز ) قصيده اى است كه اهل بيت را ستايش مىكند :
- بآل محمد عرف الصواب
و فى ابياتهم نزل الكتاب
- ( با آل محمد ، راه حق شناخته آمد و در خانهء آنان ، قرآن فرود شد ) .
- همانهايند « كلمات » و « أسماء ( 1 ) » كه پرتوشان بر آدم دميد و بدين ميمنت ، توبهء او پذيرفته آمد .
- آنان حجت خدايند بر همگان ، نه بخودشان و نه فرمانشان كس شك نخواهد برد .
- بازماندهء حقيقت عليا و شاخههاى درخت توحيداند ، با بيان شيرين آنان خطاب الهى واضح گشت .
- اخترانى كه در هر عصر و دوره اى آمادهء ارشاد همگاناند ، پس آنها مشعل هدايتاند .
- ذريهء احمد و فرزندان على خليفهء رسول خدا ، پس آنها حقيقت محض و لب لباباند .
- در هر رشتهء از عظمت و سيادت به نهايت رسيدهاند ، پس جانشان پاك و طاهر گشت .
- اگر دانشپژوهان از دسترسى به حقيقت بازمانند ، بايد نزد آنها شتابند .
- دوستى آنها همان « صراط مستقيم » است كه به حق منتهى مىشود ، ولى اين راه بدون مشقت طى شدنى نيست .
- خصوصا ابو الحسن على ، كه در روز نبرد جايگاهى دارد كه همگان خائفاند .
كأن سنان ذابله ضمير
فليس عن القلوب له ذهاب
و صارمه كبيعته بخم
معاقدها من القوم الرقاب
- گويا نوك نيزه اش خاطره است كه يكسر به دلها فرو مىرود .
- و شمشير برانش مانند بيعتى كه در « غدير خم » گرفت ، بر گردن همگان نشست .
هامش
( 1 ) اشاره است بآيهء * ( « فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه » و آيه * ( « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها » .