تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

ولادت - وفات

: در مصادر ترجمه ، به تاريخ ولادت شاعر دست نيافتيم ، ولى از شعرى كه سروده و در اوائل قرن چهارم از پيرى خود ياد مىكند ، چنين بر ميآيد كه اواسط قرن سوم پا بعرصهء وجود گذاشته باشد ، در آن قصيده مىگويد : - اختران شب پيريم ، در ميان سياهى زلف طلوع كرده . - و اين براى عذر كافى است ، چه اجمال سخن از تفصيل خبر مىدهد . - جوانى از من رخ نهان كرد ، همان جوانى كه در خدمت همگان شفيع و واسطه بود ، سيراب باد تربت آن جوانى سيراب باد . - در آن هنگام خانهء من بوستانى بود كه ، جمعى در پى جمعى به گشت و گزار آيند . - من كوه آرزو بودم كه در دامنم آشيان داشتند ، درست همچون بوستانى كه بر سر آن ابر سايه گستر باشد . - پيرى توانم را تحليل برد ، پيوسته رو به نقصانم ، هر چند به طرف بالا و پست پويم . - همانا زمين گير شده‌ام ، ديروز شغل و كاردانيم ، گواه فضل و دانش بود ، اينك بىكارى پردهء بر روى فضائل من كشيده است . - شمشير تا در نيام باشد ، جوهر آن مجهول است ، موقعى مورد بهره قرار گيرد كه از نيام برآيد . ، اين قصيده را شاعر ما كشاجم در بغداد گفته و ابو على ابن مقلهء وزير را بدان ستوده ، قبل از آنكه از وزارت بر كنار و بزندان گرفتار گردد . ابن مقله در سال 324 توقيف و در سال 328 در گذشت . و اما وفات شاعر : در « شذرات الذهب » وفات او بسال 360 آمده و تاريخ آداب - اللغة العربية آن را برگزيده ولى در كشف الظنون و كتاب شيعه و فنون اسلام و اعلام زركلى وفات او را بسال 350 نوشته‌اند ، جمعى هم بين اين دو تاريخ مردد آورده‌اند . گواه قطعى در دست نيست كه كدام يك واقعيت دارد ، از جمله در مقدمهء ديوانش آمده كه سال وفات شاعر 330 هجرى است و آن هم ممكن است ، زيرا شاعر ما چنان كه