- چابك و بىدرنگ ، به آزار او برخاستند ، در حالى كه او از وقار و ثبات چون كوه بر جا بود .
، و از چكامه اش :
- تصور كردهاند هر كه على را دوست بدارد ، بايد جامهء فقر درپوشد .
- دروغ بستهاند ، هر فقيرى كه او را دوست بدارد ، جامههاى عزت و دولت خواهد پوشيد .
- منطق وصى پيامبر را تحريف كردند و اين خود جنايت ديگرى بود كه سخن ناحق را صواب شمردند .
- سخن آن سرور اين بود : اگر دوست ما هستيد ، از دنياى پست چشم بپوشيد و دوستى دنيا را از دل دور كنيد .
اساتيد ، تأليفات
:
در كتب تاريخ و رجال هر چه تفحص كرديم ، مدركى بدست نياورديم كه بتواند دوران كودكى او را روشن كند و از چگونگى تحصيلات و شمار آموزگاران او در فنون مختلف پرده بردارد . جز اينكه از بررسى اشعارش بدست آمد كه در محضر اخفش كوچك على بن سليمان در گذشتهء سال 310 ادب آموخته است .
اين دانش اندوزى ، يا در هنگامى بوده است كه اخفش در مصر بوده ، زيرا او در سال 287 وارد مصر شده و در سال 306 به حلب كوچ كرده ، يا در بغداد ، اوقاتى كه اخفش هنوز بغداد را به عزم مصر ترك نگفته .
اين موضوع از قصيده اى مكشوف است كه اخفش را ستايش مىكند و يادآور مىشود كه در شام بر او حديث عرضه كرده : اين برخورد در شام ، يا موقعى است كه اخفش به سوى مصر ميرفته ، يا هنگام بازگشت از مصر ، در هر حال مىگويد :
- هنگاميكه تصور مىشد صبح دميده و هنوز پرتو آن آشكار نبود .
- راه دشت و دمنى پيش گرفتم كه گياه معطر آن چهرهام را خرم كرد .