تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
- بالاخره با دست خود گور خود را كندم ، چون گرسنگى عقل را از سر من ربود : - يعنى دست بردم و ران مرغى را پيش كشيدم و او هم دست برد كه پاى مرا بكشد . - چون بعد از طعام شيرينى آوردند ، من كه جرات نكردم دست به سياهى و يا سفيدى بزنم . - از سر خوان پاشدم ، و اگر ديشب نيت روزه كرده بودم ، امروز ثواب آن را داشتم ، چه امروز نه روزه دارم و نه غذا خورده‌ام . ، ثعالبى در « يتيمة الدهر » ج 1 ص 257 - 251 در حدود 60 بيت از اشعار او را انتخاب كرده و آورده است ، محشى در ج 1 ص 240 مىنويسد : در ديوان كشاجم به اين اشعار دست نيافتم ، و توجه نداشته كه ديوان معروف كشاجم ، ديوان شعر پدر است نه پسر . ضمنا و طواط در كتاب « غرر الخصائص » به اشعار او استشهاد كرده است . روزى ابو الفضل جعفر بن فضل بن فرات وزير ، در گذشتهء به سال 391 به بوستان شخصى خود در مقس ( 1 ) رفت ، ابو نصر پسر كشاجم بر روى سيبى ، با آب طلا ، اين دو شعر را نوشته به خدمت فرستاد : - بدان هنگام كه وزير در كنار نيل خلوت مىكند . - در واقع دو همنامش : جعفر فرزند فرات بكنار آمده‌اند ( 2 ) . ، و نيز در « بدايع البدايه » ج 1 ص 157 مختصرى از شعر او ياد شده ، و هم در تاريخ ابن عساكر ج 4 ص 149 آنچه را در رمله به سال 356 بمناسبت ورود ابو على - قرمطى ( قصير ) سروده خواهيد ديد . محمد بن هارون بن اكتمى ، دو فرزند كشاجم را نام برده و چنين نكوهش كرده است : ( 3 )
هامش
( 1 ) كنار نيل مصر است روبروى قاهره . ( 2 ) جعفر بمعنى رودخانه پر ، و فرات نام رودخانهء معروف عراق . به معجم الادباء ج 2 ص 411 چاپ مرجليوث مراجعه كنيد . ( 3 ) يتيمة الدهر ج 1 ص 352 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 52 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى