تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
- هميشه تشيع در نجبا و بزرگان مشهود بوده و دشمنى اهل بيت در مردم پست و هرزه . ، و باز در همين زمينه : - دوستى على با همت عالى توأم است ، چه او خود سرور پيشوايان است . - دوستان او را بررسى كن ! ببين : جز اين است كه همگان صاحب دولت و نعمتاند . - آن يك رئيس ، و آن ديگر اديب كه بهرهء بكمال و نصيبى وافر برده است . - و نيز پاك نژاد كه موقع آزمايش و تفحص ، كمترين تهمتى در نژادش نيست . - درست كه به آنان وارسى ، آنان پرتو رخشاناند ، و دشمنان سيه كارشان سياهى و ظلمت . ، اين اشعار را ، ثعالبى در كتاب « ثمار القلوب » ص 136 آورده و استشهاد كرده است كه ، نسبت سياهى به صورت مردمان « ناصبى » نزد ادبا مشهور و معروف است . و مانند اين سخن در ضمن بيوگرافى ناشى صغير به زودى خواهد آمد . كشاجم قصيدهء ديگرى دارد كه خاندان عترت را مرثيه گفته سوگوارى مىكند ، توجه كنيد : - آرى مصيبت سنگين همين است : صبح آن دردناك است و عصر آن هم . - هيچ خانهء خراب و ديوار شكسته اى غمناكتر از آن نيست كه مردان خود را هم از دست بدهد . - مصيبتهاى ناگوار كه اگر طفل در شكم مادر از آن باخبر شود ، مو بر اندامش راست خواهد شد . - واى بر روزگار ، كه خاندان رسول را با داس مرگ درو كرد . - اگر در مصيبت آنان بينديشى . شرار غم و اندوه بجانت خواهد افتاد . - برخى در همين ديار به خون غلطيدند و جمعى دور تر به خاك افتادند . - در كربلا روزگار بر آنان سياه شد ، و چون سياهى و ظلمت فرو نشست ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 44 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى