تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
- موقعى كه دشمن رو آورد ، مردم دست يارى بسوى آنان دراز مىكنند و هم پشتوان آنهايند . - كوه وقاراند . ماه مجلساند . شيران بيشه‌اند و روز نبرد پيشتازان . - سفيدرو ، نيكوكار ، دست باز ، كه بخل و خست ندارند . - مردم از آنان خير مىبرند و خيرات آنها مشهور و زبانزد خاص و عام است . - اگر مرا در مصر ديده بودى كه در جوار و پناه آنان ، چگونه پريوشان باريك اندام را اسير مىكردم . - رود نيل امواج خود را مثل حلقه‌هاى زره پهن مىكرد . - زورقها در بالاى امواج ، گاه به زير مىرفت و گاه بالا . - جام شراب در دست پير دخترى در لباس مردان مىچرخيد كه پيراهن خزش را با مشك ناب شسته بود .
- بكران لكن لهذه مائة و تلك ثنتان و اثنتا عشرة
- دوشيزه هم دو نوع است : اين يكى صد ساله است و آن ديگر چهارده ساله . - كاش من عراق را نديده بودم و نام اهواز و بصره را نشنيده بودم . - گاه بر فلات و گردنه فراز مىگشتم ، و گاه در صحرا و نشيب فرود مىشدم ، گاهى هموار و گاه سنگلاخ . - گاه بر پشت شتر گردن دراز ، هودج نهاده سايبان مىافكنديم . - و گاه در ميان شط خروشان فرات كه امواجش مانند خيال بهم ميآميخت روان بوديم . - گويا عراق عاشق روى من است كه مرا ترك نمىكند ، يا دست بريدهء تقدير مرا بدانجا مىكشاند . ، كشاجم در ضمن اين سياحتها و گشت و گزارها ، با شاهان ، وزراء و امراء مىنشست ، و از جوائز آنان بهرمند مىشد ، و از عطايشان براى ادامه سفر استقبال مىكرد . در ضمن با رجال علم و ادب و حديث ، رفت و آمد داشت ، از آنان فرا مىگرفت