- موقعى كه دشمن رو آورد ، مردم دست يارى بسوى آنان دراز مىكنند و هم پشتوان آنهايند .
- كوه وقاراند . ماه مجلساند . شيران بيشهاند و روز نبرد پيشتازان .
- سفيدرو ، نيكوكار ، دست باز ، كه بخل و خست ندارند .
- مردم از آنان خير مىبرند و خيرات آنها مشهور و زبانزد خاص و عام است .
- اگر مرا در مصر ديده بودى كه در جوار و پناه آنان ، چگونه پريوشان باريك اندام را اسير مىكردم .
- رود نيل امواج خود را مثل حلقههاى زره پهن مىكرد .
- زورقها در بالاى امواج ، گاه به زير مىرفت و گاه بالا .
- جام شراب در دست پير دخترى در لباس مردان مىچرخيد كه پيراهن خزش را با مشك ناب شسته بود .
- بكران لكن لهذه مائة
و تلك ثنتان و اثنتا عشرة
- دوشيزه هم دو نوع است : اين يكى صد ساله است و آن ديگر چهارده ساله .
- كاش من عراق را نديده بودم و نام اهواز و بصره را نشنيده بودم .
- گاه بر فلات و گردنه فراز مىگشتم ، و گاه در صحرا و نشيب فرود مىشدم ، گاهى هموار و گاه سنگلاخ .
- گاه بر پشت شتر گردن دراز ، هودج نهاده سايبان مىافكنديم .
- و گاه در ميان شط خروشان فرات كه امواجش مانند خيال بهم ميآميخت روان بوديم .
- گويا عراق عاشق روى من است كه مرا ترك نمىكند ، يا دست بريدهء تقدير مرا بدانجا مىكشاند .
، كشاجم در ضمن اين سياحتها و گشت و گزارها ، با شاهان ، وزراء و امراء مىنشست ، و از جوائز آنان بهرمند مىشد ، و از عطايشان براى ادامه سفر استقبال مىكرد . در ضمن با رجال علم و ادب و حديث ، رفت و آمد داشت ، از آنان فرا مىگرفت