تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
- كوشش كند ولى يا در طلب فرمانروائى ، يا معاونت آن . - در ميدان نويسندگى و خطابه و سخنورى و قافيه پردازى فرد و ممتاز باشد . - در مهمات بيدار و هوشيار ، و چرت بر چشمانش راه نبرد جز اندك . - چنان كه گويا از تندى و تيزى ، چون شرارهء آتش است . - تا آنجا كه مايه بيم و اميد باشد و جمال و جلال او چشمها را پر كند . - آن هم در اسكورت پر هياهوئى از سياهى لشكر كه گويا شب ، چادر خود را بر آن گسترده است . - فاميل و خاندانش افتخار دارد كه گرد و غبار راه را از دوش او بتكاند . - و حاجتمندان در سر راهش بانتظار نشسته‌اند . - پس همواره بكوش تا عظمتى تازه كسب كنى يا مشعل مجد و بزرگوارى سابق را روشن نگهدارى . - و براى خود بنائى مرتفع در مكارم و آداب برآور و در استحكام و زينت آن بكوش . - و بازارى براى ترويج آن باز كن و در تجارت خود كوشا باش . - مبادا انگل ديگران شوى . و بپرهيز از آنچه آزادگان از عار آن پرهيز دارند . - اگر نميتوانى از خير زندگى مايه اى تحصيل كنى ، پس سنگ به دهانت باد .

سياحت و جهانگردى

: شاعر ما كشاجم ، از مهد پرورش خود رمله ، به قصد سياحت حركت كرد و در سمت شرق روان شد . شهرها را زير پا گذاشت و مكرر به مصر و شام و عراق سفر كرد و در قصيده ايكه به ستايش ابن مقلهء وزير ، زبان گشود ، در عراق جا داشته كه گويد : - اين همه رنج بخاطر اين است كه نميخواهم به هوش آيم و هيچگاه از سفر و باز هم سفر خسته نشوم . - ماه تمام و درخشنده ، نقصى در پرتوش پديد نميشود با اينكه شب تا به صبح