- كوشش كند ولى يا در طلب فرمانروائى ، يا معاونت آن .
- در ميدان نويسندگى و خطابه و سخنورى و قافيه پردازى فرد و ممتاز باشد .
- در مهمات بيدار و هوشيار ، و چرت بر چشمانش راه نبرد جز اندك .
- چنان كه گويا از تندى و تيزى ، چون شرارهء آتش است .
- تا آنجا كه مايه بيم و اميد باشد و جمال و جلال او چشمها را پر كند .
- آن هم در اسكورت پر هياهوئى از سياهى لشكر كه گويا شب ، چادر خود را بر آن گسترده است .
- فاميل و خاندانش افتخار دارد كه گرد و غبار راه را از دوش او بتكاند .
- و حاجتمندان در سر راهش بانتظار نشستهاند .
- پس همواره بكوش تا عظمتى تازه كسب كنى يا مشعل مجد و بزرگوارى سابق را روشن نگهدارى .
- و براى خود بنائى مرتفع در مكارم و آداب برآور و در استحكام و زينت آن بكوش .
- و بازارى براى ترويج آن باز كن و در تجارت خود كوشا باش .
- مبادا انگل ديگران شوى . و بپرهيز از آنچه آزادگان از عار آن پرهيز دارند .
- اگر نميتوانى از خير زندگى مايه اى تحصيل كنى ، پس سنگ به دهانت باد .
سياحت و جهانگردى
:
شاعر ما كشاجم ، از مهد پرورش خود رمله ، به قصد سياحت حركت كرد و در سمت شرق روان شد . شهرها را زير پا گذاشت و مكرر به مصر و شام و عراق سفر كرد و در قصيده ايكه به ستايش ابن مقلهء وزير ، زبان گشود ، در عراق جا داشته كه گويد :
- اين همه رنج بخاطر اين است كه نميخواهم به هوش آيم و هيچگاه از سفر و باز هم سفر خسته نشوم .
- ماه تمام و درخشنده ، نقصى در پرتوش پديد نميشود با اينكه شب تا به صبح