تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
- ماه نوى كه با پرتو كامل ، به سوى صلاح رهبرى مىكند ، و شمشيرى كه به سهولت فرق كفر را مىشكافد . - درياى دانشى كه موج معجزاتش به آسمان سر مىكشد ، چنان كه آب از چشمه فوران كند . - آن هم دانش آسمانى كه در دسترس ديگران نيست ، آخر چه كسى به اختران آسمان دسترسى دارد . - بجان خودم سوگند كه پيشينيان ، حق او را انكار كردند و چقدر شايسته بود كه متابعت و پيروى مىكردند . - در معركهء نبرد بسيار اتفاق افتاد كه مرگ بر سر همگان سايه گستر بود . - و او با شجاعت و دلاورى غمها را به سرور مبدل ساخت . پس اگر فضل او را انكار كنند ، خورشيد آسمان گواه و معترف است . - او بود كه در نبرد « ذات السلاسل » قبل از طلوع فجر ، غبار ميدان را بچهرهء خورشيد كشيد ، و همو بود كه خورشيد هنگام عصر براى او بازگشت . - اگر او در جنگ بدر ، قريش را داغدار ساخت ، به خدا سوگند كه آنان در كربلا ، داغ دل را گرفتند . - اى مركب خطا ، در تاريكى شب بتاز كه شيطان ترانه سرائى آغاز كرد . - به خدا سوگند كه حرمت مصطفى هتك شد و بالاترين مصيبتها به آنان وارد آمد . - مردانشان را چون بردگان راندند ، و زنانشان را چون كنيزان به بند كشيدند . - كاش جدشان حاضر و ناظر بود تا به دنبال كاروان غم ، ناله و زارى سر مىكرد . - كينه‌هاى بدر بود كه شعله ور گشته بود ، البته كينهء دل ، درد بىدرمانى است . - او با داس مرگ ، زير پرچم قرار گرفته بود و خدا و نصرت بر فراز پرچم . - در ميان لشكر ، رهبر هدايت بود ، در حالى كه چون شير جولان مىكرد . - و چه بسيار جانها كه به آتش دوزخ شتافت و سرها كه بر هوا پران شد . - با ضرب دستش ، گويا گريبان است كه پاره مىشود ، و با طعن نيزه گويا مشكى