- ماه نوى كه با پرتو كامل ، به سوى صلاح رهبرى مىكند ، و شمشيرى كه به سهولت فرق كفر را مىشكافد .
- درياى دانشى كه موج معجزاتش به آسمان سر مىكشد ، چنان كه آب از چشمه فوران كند .
- آن هم دانش آسمانى كه در دسترس ديگران نيست ، آخر چه كسى به اختران آسمان دسترسى دارد .
- بجان خودم سوگند كه پيشينيان ، حق او را انكار كردند و چقدر شايسته بود كه متابعت و پيروى مىكردند .
- در معركهء نبرد بسيار اتفاق افتاد كه مرگ بر سر همگان سايه گستر بود .
- و او با شجاعت و دلاورى غمها را به سرور مبدل ساخت . پس اگر فضل او را انكار كنند ، خورشيد آسمان گواه و معترف است .
- او بود كه در نبرد « ذات السلاسل » قبل از طلوع فجر ، غبار ميدان را بچهرهء خورشيد كشيد ، و همو بود كه خورشيد هنگام عصر براى او بازگشت .
- اگر او در جنگ بدر ، قريش را داغدار ساخت ، به خدا سوگند كه آنان در كربلا ، داغ دل را گرفتند .
- اى مركب خطا ، در تاريكى شب بتاز كه شيطان ترانه سرائى آغاز كرد .
- به خدا سوگند كه حرمت مصطفى هتك شد و بالاترين مصيبتها به آنان وارد آمد .
- مردانشان را چون بردگان راندند ، و زنانشان را چون كنيزان به بند كشيدند .
- كاش جدشان حاضر و ناظر بود تا به دنبال كاروان غم ، ناله و زارى سر مىكرد .
- كينههاى بدر بود كه شعله ور گشته بود ، البته كينهء دل ، درد بىدرمانى است .
- او با داس مرگ ، زير پرچم قرار گرفته بود و خدا و نصرت بر فراز پرچم .
- در ميان لشكر ، رهبر هدايت بود ، در حالى كه چون شير جولان مىكرد .
- و چه بسيار جانها كه به آتش دوزخ شتافت و سرها كه بر هوا پران شد .
- با ضرب دستش ، گويا گريبان است كه پاره مىشود ، و با طعن نيزه گويا مشكى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٢