دستدرازى بجان و مال ديگران همراه است ، و علاوه بر اينكه ، وسيلهء دشمنتراشى است ، باعث مىشود كه حق را زير پا بگذارند و حقوق مردم را ضايع كنند و مكارم اخلاق را به چيزى نخرند .
در اين زمينه كافى است توجه بفرمائيد كه به يكى از دوستانش كه كارگزارى ادارهء پيك را پذيرفته چه مىنگارد :
- اى كارگزار پست ، از چشم من افتادى و منفور شدى ، در حالى كه قبلا ترا دوست مىداشتم .
- تو همان بودى كه وجود نگهبان را بر خود گران ميشمردى و امروز با تصدى اين پست ، نگهبان ما گشته اى .
- جانها از تو نفرت كرد ، و دلها رميد ، با اينكه تو خود صيد كنندهء دلها بودى .
- آيا مردم از او شگفت نمىآورند كه تا ديروز آهوى اهلى بود و امروز گرگ آدمخوار شده ؟ -
كلمات گهربيز و سخنان حكمت آميز
:
در اشعار كشاجم ، نمونهء فراوانى از حكمت و رهبرى خردمندانه به چشم مىخورد كه او را در صف رهبران عالى قدر جاى داده ، و گواهى ميدهد كه براستى و حقيقت در خير خواهى است و دعوت بسوى حق سبحانه و تعالى قدم برداشته است ، با اندرز نيكو و موقعشناسى ، سخن حق را پراكنده و منتشر ساخته ، و با بيان حقائق ، امت اسلامى را به صلاح و نيكى دعوت و از تمايلات نفس اماره بر حذر داشته :
از اين جمله اشعارش :
- هر خوى و منشى ، چون بينديشى نيك و بد دارد .
- اين در طبيعت و سرشت آدمى است ، و هيچ دانشور مطلعى آن را انكار نكند .
- حكمت و كاردانى صانع و مدبر جهان است كه هر چيزى ، نفع و ضررش توأم است .