تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
يزيد تحسين و سپاسى برنينگيخت . - خواست جنايت ننگين خود را جبران كند ، ولى شكست ، قابل ترميم نبود . - دختران رسول را به اسارت بردند ، با آنكه نهال دين سرسبز و خرم بود . - اگر غول مرگ نجيب زادهء از خاندان ما در ربود ، اين هيولا ، چنگ و دندانش هماره به خون رنگين است . - اينك با صفحهء جبين نيزه دشمن را بجان مىخرد ، كه از خاك و خون خضاب بسته . - بعد از آنكه ، با قلبى آرام و انديشهء استوار ، ناوك سنان را از جبين خود بر مىتافت . - غبار ميدان ، دامن كشان مىگذرد ، گريبان در ماتم خورشيد چاك زده . - بر گروهى كه شمشيرشان در گلو شكسته ، گويا برقى بود كه بر فراز تپه‌ها درخشيد .
بنى امية ! ما الاسياف نائمة عن شاهر فى اقاصى الارض موتور و البارقات تلوى فى مغامدها و السابقات تمطى فى المضامير
- اى پسران اميه ! تيغ دلاورانى كه عزيزانشان در اقصى نقاط زمين به خون طپيدند ، بخواب نخواهد رفت . - شمشير در نيام به خود مىپيچد ، سمند تيزگام در ميدان تمرين بىقرار است . - و من به انتظار روزى نشسته‌ام كه بىپروا درآيد و لرزه بر اندام اين فريب - خوردگان افكند . - تيغها ، هر چند بخواهد بر گردن دشمنان فرود آيد و شراب خون بياشامد . - رواست كه هر روز از خاندان مصطفى ، با ضرب تيغ و سنان ماهى بر زمين افتد ؟ - و هر روز چشمهء زلال آنان با حوادث روزگار ، تيره و تار گردد ؟ - غار تبر قوم كه ديو مرگ از چنگالش مىگريخت ، اينك در پنجهء غارتگران اسير است . - سپيد چهره ايكه با كبر و ناز مىگذشت ، در روز عاشورا ديده از جهان بربست .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 342 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى