يزيد تحسين و سپاسى برنينگيخت .
- خواست جنايت ننگين خود را جبران كند ، ولى شكست ، قابل ترميم نبود .
- دختران رسول را به اسارت بردند ، با آنكه نهال دين سرسبز و خرم بود .
- اگر غول مرگ نجيب زادهء از خاندان ما در ربود ، اين هيولا ، چنگ و دندانش هماره به خون رنگين است .
- اينك با صفحهء جبين نيزه دشمن را بجان مىخرد ، كه از خاك و خون خضاب بسته .
- بعد از آنكه ، با قلبى آرام و انديشهء استوار ، ناوك سنان را از جبين خود بر مىتافت .
- غبار ميدان ، دامن كشان مىگذرد ، گريبان در ماتم خورشيد چاك زده .
- بر گروهى كه شمشيرشان در گلو شكسته ، گويا برقى بود كه بر فراز تپهها درخشيد .
بنى امية ! ما الاسياف نائمة
عن شاهر فى اقاصى الارض موتور
و البارقات تلوى فى مغامدها
و السابقات تمطى فى المضامير
- اى پسران اميه ! تيغ دلاورانى كه عزيزانشان در اقصى نقاط زمين به خون طپيدند ، بخواب نخواهد رفت .
- شمشير در نيام به خود مىپيچد ، سمند تيزگام در ميدان تمرين بىقرار است .
- و من به انتظار روزى نشستهام كه بىپروا درآيد و لرزه بر اندام اين فريب - خوردگان افكند .
- تيغها ، هر چند بخواهد بر گردن دشمنان فرود آيد و شراب خون بياشامد .
- رواست كه هر روز از خاندان مصطفى ، با ضرب تيغ و سنان ماهى بر زمين افتد ؟
- و هر روز چشمهء زلال آنان با حوادث روزگار ، تيره و تار گردد ؟
- غار تبر قوم كه ديو مرگ از چنگالش مىگريخت ، اينك در پنجهء غارتگران اسير است .
- سپيد چهره ايكه با كبر و ناز مىگذشت ، در روز عاشورا ديده از جهان بربست .