تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
گهواره در صدر زين جاى دهند . - حديث آزادگى و كمالاتشان بر زبان دشمنان ، كه همواره از رقيبان روايت كنند . - اى خشم خداى ! بپاخيز و بخاطر پيامبرش بر دشمنان بتاز ، و شمشير تيز از نيام بركش ! - بتاز بر آن گروهى كه خون محمد و خاندانش را بخاطر يزيد و زياد تباه كرده بر زمين ريخت .
صفدات مال اللَّه ملء اكفها و اكف آل اللَّه فى أصفادها
- حقوق الهى را چنگ چنگ به يغما برند و دست خاندان الهى را در غل و زنجير كشند . - با شمشير محمد ، در پى آل و تبار او تاخته بهر سو راندند ، چونانكه شتران غريبه را از سر آبگاه برانند . - گفتم - كاروان خسته و رنجور را كه چون عقابهاى خاكسترى بر قلهء كوهساران روان است . - ساروان در پى شترانى مىدود كه از لاغرى چون كماناند ، سركش آنها از بيم تازيانه مطيع گشته و او بر كفل رامها مىنوازد . - چنان تند و سريع در اهتزازند كه پندارى گردن شتران ، پيشاپيش ، جدا از تنشان دوان است . - گفتم : بايست ! گرچه دامنم پرغبار است ، دلى در سينه دارم كه از فراق ياران در تب و تاب است .
با لطف حيث غدا مراق دمائها و مناخ اينقها ليوم جلادها القفر من ارواقها و الطير من طراقها و الوحش من عوادها
- در اين صحراى « طف » كه قربانگاه شهيدان و نبردگاه دليران بود . - اينك رواقش خشك و سوزان ، پناهنده اش مرغان آسمان ، زائرش وحش
الغدير ( فارسي ) — صفحة 339 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى