گهواره در صدر زين جاى دهند .
- حديث آزادگى و كمالاتشان بر زبان دشمنان ، كه همواره از رقيبان روايت كنند .
- اى خشم خداى ! بپاخيز و بخاطر پيامبرش بر دشمنان بتاز ، و شمشير تيز از نيام بركش !
- بتاز بر آن گروهى كه خون محمد و خاندانش را بخاطر يزيد و زياد تباه كرده بر زمين ريخت .
صفدات مال اللَّه ملء اكفها
و اكف آل اللَّه فى أصفادها
- حقوق الهى را چنگ چنگ به يغما برند و دست خاندان الهى را در غل و زنجير كشند .
- با شمشير محمد ، در پى آل و تبار او تاخته بهر سو راندند ، چونانكه شتران غريبه را از سر آبگاه برانند .
- گفتم - كاروان خسته و رنجور را كه چون عقابهاى خاكسترى بر قلهء كوهساران روان است .
- ساروان در پى شترانى مىدود كه از لاغرى چون كماناند ، سركش آنها از بيم تازيانه مطيع گشته و او بر كفل رامها مىنوازد .
- چنان تند و سريع در اهتزازند كه پندارى گردن شتران ، پيشاپيش ، جدا از تنشان دوان است .
- گفتم : بايست ! گرچه دامنم پرغبار است ، دلى در سينه دارم كه از فراق ياران در تب و تاب است .
با لطف حيث غدا مراق دمائها
و مناخ اينقها ليوم جلادها
القفر من ارواقها و الطير من
طراقها و الوحش من عوادها
- در اين صحراى « طف » كه قربانگاه شهيدان و نبردگاه دليران بود .
- اينك رواقش خشك و سوزان ، پناهنده اش مرغان آسمان ، زائرش وحش