- چنان پرتوى كه از درخش آن چشمها خيره شود ، شگفت آورند و فرياد زنند :
- مگر نه خداى عزت فرمود : آنجا نه خورشيد تابد و نه سوز سرما باشد ؟
- هاتفى بهشتيان را پاسخ دهد : « آرام گيريد ، شما از هر آفتى در امانيد .
- سرور و سالارتان على با زهراء مرضيه سخنى گفت كه او را به وجد آورد .
- اين درخش و پرتو از شكر خند مبارك اوست » . حق او را بشناسيد و يادش گرامى داريد .
- اى زادگان احمد ! به رستاخيز ، پشت و پناه من شمائيد .
- به خاطر شما و به فرمان شماست كه دوستان سعادت يابند و دشمنان شما در آتش سوزان جاى كنند .
- دوستى شما ذخيرهء فرداى ماست ، وه چه ذخيرهء با بركت و گرامى .
- به اين قصيدهء چون در و گوهر گوش سپار كه همه جد است نه شوخى ، شايستهء سپاس نه سرزنش .
- ابيات آن پرداختهء فكر و نتيجهء احساس على بن حماد است كه چنين با زيب و زيور است .
قصيده 94 بيت است .
، به نام ابن حماد شاعر ، در ضمن مجموعههاى قديمى كه در نجف اشرف و كاظميه بدست آمد ، قصائد فراوانى ديده شد كه اينك فهرست آن را مىنگاريم ، و برخى از ابيات منتخبه را عينا درج مىكنيم :
1 - قصيدهء در 46 بيت و مطلع آن :
يا يوم عاشورا اطلت بكائى
و تركتنى و قفا على البرحاء
2 - قصيدهء در 37 بيت و تمام آن :
هن بالعيد ان اردت سوائى
اى عيد لمستباح العزاء
- براى تهنيت عيد ، سراغ دگران گير ! آنكه پرچم عز افراشته عيدش