تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
- چنان پرتوى كه از درخش آن چشمها خيره شود ، شگفت آورند و فرياد زنند : - مگر نه خداى عزت فرمود : آنجا نه خورشيد تابد و نه سوز سرما باشد ؟ - هاتفى بهشتيان را پاسخ دهد : « آرام گيريد ، شما از هر آفتى در امانيد . - سرور و سالارتان على با زهراء مرضيه سخنى گفت كه او را به وجد آورد . - اين درخش و پرتو از شكر خند مبارك اوست » . حق او را بشناسيد و يادش گرامى داريد . - اى زادگان احمد ! به رستاخيز ، پشت و پناه من شمائيد . - به خاطر شما و به فرمان شماست كه دوستان سعادت يابند و دشمنان شما در آتش سوزان جاى كنند . - دوستى شما ذخيرهء فرداى ماست ، وه چه ذخيرهء با بركت و گرامى . - به اين قصيدهء چون در و گوهر گوش سپار كه همه جد است نه شوخى ، شايستهء سپاس نه سرزنش . - ابيات آن پرداختهء فكر و نتيجهء احساس على بن حماد است كه چنين با زيب و زيور است . قصيده 94 بيت است . ، به نام ابن حماد شاعر ، در ضمن مجموعه‌هاى قديمى كه در نجف اشرف و كاظميه بدست آمد ، قصائد فراوانى ديده شد كه اينك فهرست آن را مىنگاريم ، و برخى از ابيات منتخبه را عينا درج مىكنيم : 1 - قصيدهء در 46 بيت و مطلع آن :
يا يوم عاشورا اطلت بكائى و تركتنى و قفا على البرحاء
2 - قصيدهء در 37 بيت و تمام آن :
هن بالعيد ان اردت سوائى اى عيد لمستباح العزاء
- براى تهنيت عيد ، سراغ دگران گير ! آنكه پرچم عز افراشته عيدش