تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
جوزا پرتو افشان . - شما از ميان خلق ، برگزيدهء خدائيد ، چنان كه جدتان خاتم پيامبران . - شما اختران هدايتيد ، با پرتو شماست كه خلق جهان از حيرت و گمراهى برهند . - من « ابن حمادم » خود باختهء آن خاندان كه مهر شما ذخيرهء فرداى من است . - اميدم اينكه سرافكنده نمانم ، و به آرزوهاى خود كامياب باشم . 3 - قصيدهء با 75 بيت و اين سرآغاز :
شجاك نوى الاحبة كيف شاءا بداء لا تصيب له دواء !
4 - قصيدهء با 28 بيت و اين سرآغاز :
أ يفرح من له كبد يذوب و قلب من صبابته كئيب
5 - قصيدهء با 68 بيت و اين سرآغاز :
و يك يا عين سحى دمعا سكوبا و يك يا قلب كن حزينا كئيبا
6 - قصيدهء با 74 بيت و اين سرآغاز :
أ تلعابا و قد لاح المشيب و شيب الرأس منقصة و عيب
7 - قصيدهء با 67 بيت و اين سرآغاز :
دعوت الدمع فانسكب انسكابا و ناديت السلو فما أجابا
و در اين قصيدهء گويد : - اگر مهر خاندان رسول ، گناه است ، مرا از اين گناه چه باك است . - مهر ورزم و ثناى خود را نثار قدمشان سازم ، و نثار دشمنشان فحش و دشنام . - ثناى آنان را وسيلهء معاش خود نساختم ، بلكه خواستهء دل بود كه به جان كوشيدم . - « ابن حماد : على » با مدح و ستايش اين خاندان جز پاداش الهى را در نظر نخواهد گرفت . 8 - قصيدهء با 26 بيت و اين مطلع :
هل لجسمى من السقام طبيب أم لعينى من الرقاد نصيب