جوزا پرتو افشان .
- شما از ميان خلق ، برگزيدهء خدائيد ، چنان كه جدتان خاتم پيامبران .
- شما اختران هدايتيد ، با پرتو شماست كه خلق جهان از حيرت و گمراهى برهند .
- من « ابن حمادم » خود باختهء آن خاندان كه مهر شما ذخيرهء فرداى من است .
- اميدم اينكه سرافكنده نمانم ، و به آرزوهاى خود كامياب باشم .
3 - قصيدهء با 75 بيت و اين سرآغاز :
شجاك نوى الاحبة كيف شاءا
بداء لا تصيب له دواء !
4 - قصيدهء با 28 بيت و اين سرآغاز :
أ يفرح من له كبد يذوب
و قلب من صبابته كئيب
5 - قصيدهء با 68 بيت و اين سرآغاز :
و يك يا عين سحى دمعا سكوبا
و يك يا قلب كن حزينا كئيبا
6 - قصيدهء با 74 بيت و اين سرآغاز :
أ تلعابا و قد لاح المشيب
و شيب الرأس منقصة و عيب
7 - قصيدهء با 67 بيت و اين سرآغاز :
دعوت الدمع فانسكب انسكابا
و ناديت السلو فما أجابا
و در اين قصيدهء گويد :
- اگر مهر خاندان رسول ، گناه است ، مرا از اين گناه چه باك است .
- مهر ورزم و ثناى خود را نثار قدمشان سازم ، و نثار دشمنشان فحش و دشنام .
- ثناى آنان را وسيلهء معاش خود نساختم ، بلكه خواستهء دل بود كه به جان كوشيدم .
- « ابن حماد : على » با مدح و ستايش اين خاندان جز پاداش الهى را در نظر نخواهد گرفت .
8 - قصيدهء با 26 بيت و اين مطلع :
هل لجسمى من السقام طبيب
أم لعينى من الرقاد نصيب