خروش است .
- به نذرشان وفا كردند و خدايشان ستايش كرد ، با آن شرائط كيست كه به نذر خود بپايد .
- آرى ، آنان از حساب و باز جوئى رستاخيز بيمناكند ، روزى كه شرار شكنجه و عذابش در هوا پران است .
- خدايشان از آسيب آن روز در پناه گرفت كه جز خرمى و نشاط نبينند .
- بپاس صبر و شكيبائى در شدائد ، بوستان بهشت و جامههاى حرير پاداش گرفتند .
- تكيه زنند بر تختهاى زرين در سايهء انبوه درختان ، نه خورشيدى پيدا و نه سوز سرما .
- جامهاى شراب گوارا بچرخ افتد ، شرابى كه از چشمهء قدرت پر شود .
- در پيالهء نقره و ميناى بلور ، وه چه زيبا و خوش تراش .
- جامى ديگر از سلسبيل با عطر زنجبيل ، كه كامرا شيرين و معطر سازد و دل را شفا بخشد .
- در عرصهء بهشت به هر سو بنگرى ، نعمتى پايدار بينى با سلطنتى برقرار .
- جامهها از تافتهء سبز كه پرتو آن دلرباست .
- حلقههاى نقرهء خام ، زيور دست و گردن ، از همه والاتر ، شراب ناب كه خمار از سرها بزدايد .
- عبد العزيز جلودى ( 1 ) كه مردى راستگو و نيكوكار بود ، حديث گفت :
- از راستگويان دگر همچون علائى ، كه ياد هر دو گرامى باد .
- تا برسد به ابن عباس گفت : جمعى در خدمت رسول خدا بوديم .
هامش
( 1 ) ابو احمد ، ابن يحيى بصرى ، يكى از مؤلفين اماميه و موثقين ثابت قدم كه در فقه و حديث و تاريخ كتابهاى ذى قيمتى تأليف كرده . در سال 332 هفدهم ذى حجه جهان را بدرود گفته است .