تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
خروش است . - به نذرشان وفا كردند و خدايشان ستايش كرد ، با آن شرائط كيست كه به نذر خود بپايد . - آرى ، آنان از حساب و باز جوئى رستاخيز بيمناكند ، روزى كه شرار شكنجه و عذابش در هوا پران است . - خدايشان از آسيب آن روز در پناه گرفت كه جز خرمى و نشاط نبينند . - بپاس صبر و شكيبائى در شدائد ، بوستان بهشت و جامه‌هاى حرير پاداش گرفتند . - تكيه زنند بر تختهاى زرين در سايهء انبوه درختان ، نه خورشيدى پيدا و نه سوز سرما . - جامهاى شراب گوارا بچرخ افتد ، شرابى كه از چشمهء قدرت پر شود . - در پيالهء نقره و ميناى بلور ، وه چه زيبا و خوش تراش . - جامى ديگر از سلسبيل با عطر زنجبيل ، كه كامرا شيرين و معطر سازد و دل را شفا بخشد . - در عرصهء بهشت به هر سو بنگرى ، نعمتى پايدار بينى با سلطنتى برقرار . - جامه‌ها از تافتهء سبز كه پرتو آن دلرباست . - حلقه‌هاى نقرهء خام ، زيور دست و گردن ، از همه والاتر ، شراب ناب كه خمار از سرها بزدايد . - عبد العزيز جلودى ( 1 ) كه مردى راستگو و نيكوكار بود ، حديث گفت : - از راستگويان دگر همچون علائى ، كه ياد هر دو گرامى باد . - تا برسد به ابن عباس گفت : جمعى در خدمت رسول خدا بوديم .
هامش
( 1 ) ابو احمد ، ابن يحيى بصرى ، يكى از مؤلفين اماميه و موثقين ثابت قدم كه در فقه و حديث و تاريخ كتابهاى ذى قيمتى تأليف كرده . در سال 332 هفدهم ذى حجه جهان را بدرود گفته است .