تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
- بر اين سيه كاران خشم و نفرين خدا نثار باد ، و لعنتى پيوسته و هموار ، در همهء روزگار . - به آنكه بر دوستى آل احمدم ملامت كند ، برگو : پيوسته در آتش حسرت سرنگون باش . - در عوض تشويق و معذرت ، زبان به ملامت گشوده اى ، آن هم در محبت اين خاندان . - كه خداى كيهان ، على پدرشان را به روز « خم » پيشوا و رهبر ساخت بر جهانيان ؟ - روزى كه دست بيعت سپردند همگان ، گوئى نه ؟ از غدير خم پرس و جهاز شتران ! - آنكه رسول خدا دانش اولين و آخرين را ويژهء او ساخت . - همان كه بر دوش پيامبر گام نهاد ، بهتر به گويم : بر عرش خدا پا نهاد . - و خانهء كعبه را از لوث بتها پاك كرد : يك يك از بالا به زير افكند . - مىگفت : « اگر خواستمى ، دست بر اختران آسمان سودمى ، وه چه با اقتدار بودم آن دم » . - همان كه خورشيد مغرب براى او بازگشت سفيد و رخشان . - چون نماز پسين به وقت بگذاشت ، روان شد به سوى مغرب شتابان . - همان كه ساقى كوثر باشد ، نوشاند دوست را و محروم سازد دشمنان . - فرماندار « حشر » كه دوزخيان را در دوزخ و بهشتيان را در بهشت جاى دهد جاودان . - خداى را فرشته اى است مقرب ، بر صورت على بر فراز كيهان . - فرشتگان كه شوق لقايش دارند ، به زيارت شتابند ، به به از زائر و ميزبان . - همانكه در « صرصر » ( 1 ) مرده اى را زنده ساخت ، از گورش برآمد لبيك زنان .
هامش
( 1 ) نزديك تيسفون ( مترجم ) .