- بر اين سيه كاران خشم و نفرين خدا نثار باد ، و لعنتى پيوسته و هموار ، در همهء روزگار .
- به آنكه بر دوستى آل احمدم ملامت كند ، برگو : پيوسته در آتش حسرت سرنگون باش .
- در عوض تشويق و معذرت ، زبان به ملامت گشوده اى ، آن هم در محبت اين خاندان .
- كه خداى كيهان ، على پدرشان را به روز « خم » پيشوا و رهبر ساخت بر جهانيان ؟
- روزى كه دست بيعت سپردند همگان ، گوئى نه ؟ از غدير خم پرس و جهاز شتران !
- آنكه رسول خدا دانش اولين و آخرين را ويژهء او ساخت .
- همان كه بر دوش پيامبر گام نهاد ، بهتر به گويم : بر عرش خدا پا نهاد .
- و خانهء كعبه را از لوث بتها پاك كرد : يك يك از بالا به زير افكند .
- مىگفت : « اگر خواستمى ، دست بر اختران آسمان سودمى ، وه چه با اقتدار بودم آن دم » .
- همان كه خورشيد مغرب براى او بازگشت سفيد و رخشان .
- چون نماز پسين به وقت بگذاشت ، روان شد به سوى مغرب شتابان .
- همان كه ساقى كوثر باشد ، نوشاند دوست را و محروم سازد دشمنان .
- فرماندار « حشر » كه دوزخيان را در دوزخ و بهشتيان را در بهشت جاى دهد جاودان .
- خداى را فرشته اى است مقرب ، بر صورت على بر فراز كيهان .
- فرشتگان كه شوق لقايش دارند ، به زيارت شتابند ، به به از زائر و ميزبان .
- همانكه در « صرصر » ( 1 ) مرده اى را زنده ساخت ، از گورش برآمد لبيك زنان .
هامش
( 1 ) نزديك تيسفون ( مترجم ) .