تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
يا دشمنى خونخواه . - گروهى در مدينه مدفون گشته‌اند و جمعى به كربلاء و برخى در نجف . - و هم خاك طوس ، و سامرا كه چون بغداد ، دو بدر تابان در ميان گرفته . - سروران من ! بر كدامتان افسوس خورم و بر كدام گريه كنم با چشم خون چكان . - بر حسن مسموم بمويم كه مظلوم ماند ؟ يا بر حسين كه پيكر عريانش ميان دو لشكر به خاك افتاد . - گريم بر آنكه محاسنش با خون خضاب گرفت ، صورتش را بر خاك نهاده رگهاى گردنش بريدند . - و زينب كه در ميان دختران حسين لطمه بر صورت مىنواخت و اشك بر دو گونه اش شيار انداخته بود . - فرياد مىزد : اى يگانه اميد زينب ! كه دست جدائى از كفم ربود . - بعد از تو روزگارم مباد ، و اگر زنده مانم روى خوش نبينم و نه خواب بچشمانم راه كند . - برادر جان ! قبل از جدائى سوى من بنگر ، به خدا سوگند كه فراقت دل مرا به آتش كشيد . - بنگر به اين دخترت فاطمه كه با ذلت يتيمى و اسيرى روبروست . - هر گاه به پيكر پرخونت نزديك شود ، آن پليد شوم با تازيانه اش بزند و او بازو سپر سازد . - پناه آورده و فرياد زند : عمه جان ! جانم بخاطر اين دو مصيبت تباه شد : - ضرب تازيانه بر پيكر ناتوان و رنجورم ، و داغ پدر كه بر دل نشسته گرانبارتر و جانكاه تر . - به يگانه بازمانده ات على بنگر كه بىياور است و با دو زنجيرش به غل بسته‌اند . - كيست كه بعد از تو بما رحم كند ، كيست به اين دو اسير يتيم شفقت آرد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 262 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى