يا دشمنى خونخواه .
- گروهى در مدينه مدفون گشتهاند و جمعى به كربلاء و برخى در نجف .
- و هم خاك طوس ، و سامرا كه چون بغداد ، دو بدر تابان در ميان گرفته .
- سروران من ! بر كدامتان افسوس خورم و بر كدام گريه كنم با چشم خون چكان .
- بر حسن مسموم بمويم كه مظلوم ماند ؟ يا بر حسين كه پيكر عريانش ميان دو لشكر به خاك افتاد .
- گريم بر آنكه محاسنش با خون خضاب گرفت ، صورتش را بر خاك نهاده رگهاى گردنش بريدند .
- و زينب كه در ميان دختران حسين لطمه بر صورت مىنواخت و اشك بر دو گونه اش شيار انداخته بود .
- فرياد مىزد : اى يگانه اميد زينب ! كه دست جدائى از كفم ربود .
- بعد از تو روزگارم مباد ، و اگر زنده مانم روى خوش نبينم و نه خواب بچشمانم راه كند .
- برادر جان ! قبل از جدائى سوى من بنگر ، به خدا سوگند كه فراقت دل مرا به آتش كشيد .
- بنگر به اين دخترت فاطمه كه با ذلت يتيمى و اسيرى روبروست .
- هر گاه به پيكر پرخونت نزديك شود ، آن پليد شوم با تازيانه اش بزند و او بازو سپر سازد .
- پناه آورده و فرياد زند : عمه جان ! جانم بخاطر اين دو مصيبت تباه شد :
- ضرب تازيانه بر پيكر ناتوان و رنجورم ، و داغ پدر كه بر دل نشسته گرانبارتر و جانكاه تر .
- به يگانه بازمانده ات على بنگر كه بىياور است و با دو زنجيرش به غل بستهاند .
- كيست كه بعد از تو بما رحم كند ، كيست به اين دو اسير يتيم شفقت آرد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٢