تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
- و حسين سبط ، در گرداب مرگ : گاهى دو دست به جلو افراشته و گاه به دو زانو مىنشيند . - توان پاسخ ندارد ، جز اينكه با چشم حسرت بار بدانها مىنگرد . - همواره چون ابر بهاران بگريم ، براى آن دو سرور شهيد . - آن دو سرور شريف كه بهترين جهانياناند از حيث پدر و جد . - نياز بران ، به درگاه حق ، پيشگامان به سوى خدا ، دو شفيع روز جزا . - عارف بمقام خالق ، حكيم در ميانهء خلق . دادگستر ، و فرزانه . - شكيبا در نقمت ، شاكر در نعمت ، پشت كرده به دنيا ، رو آورده به خدا . - گواه بر خلق ، پيشواى بر حق ، راستگو از جانب خدا ، وه چه باوفا . - پارسا ، پرهيزگار و پاك ، باايمان ، شجاع و بىباك . - حجت بر خلق ، فرمانرواى پاك سيرت ، پاك نهاد با درايت . - دو پرتو فروزان در عالم اشباح ( ذر ) و چونانكه رسول فرمود : دو گوشوارهء عرش . - دو سيب خوشبو بر دست احمد ، و دو نسل گهربار براى على و فاطمه . - درود خدا بر روح پاكشان ، و سيراب باد تربتشان در پائيز و بهار . ، تا آنجا كه گويد : - ابن حماد را عملى شايستهء درگاه نباشد ، جز اينكه به دامن « ميم و عين » چنگ زده باشد . - « ميم » يعنى منتهاى آرزويم محمد . « عين » يعنى على كه نور چشم است . - درود خداى بر ايشان باد ، مادام كه خورشيد بدمد و سپس راه غروب گيرد . ، اين قصيده 57 بيت است كه چهل و چهار بيت آن مذكور شد . و قصيدهء دارد در سوك سيد الشهدا سبط پيامبر كه ضمنا از حديث غدير ياد مىكند : - سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مىدرخشد ، و گنج پارسائى و جهان دانش در خود نهفته است .