- و حسين سبط ، در گرداب مرگ : گاهى دو دست به جلو افراشته و گاه به دو زانو مىنشيند .
- توان پاسخ ندارد ، جز اينكه با چشم حسرت بار بدانها مىنگرد .
- همواره چون ابر بهاران بگريم ، براى آن دو سرور شهيد .
- آن دو سرور شريف كه بهترين جهانياناند از حيث پدر و جد .
- نياز بران ، به درگاه حق ، پيشگامان به سوى خدا ، دو شفيع روز جزا .
- عارف بمقام خالق ، حكيم در ميانهء خلق . دادگستر ، و فرزانه .
- شكيبا در نقمت ، شاكر در نعمت ، پشت كرده به دنيا ، رو آورده به خدا .
- گواه بر خلق ، پيشواى بر حق ، راستگو از جانب خدا ، وه چه باوفا .
- پارسا ، پرهيزگار و پاك ، باايمان ، شجاع و بىباك .
- حجت بر خلق ، فرمانرواى پاك سيرت ، پاك نهاد با درايت .
- دو پرتو فروزان در عالم اشباح ( ذر ) و چونانكه رسول فرمود : دو گوشوارهء عرش .
- دو سيب خوشبو بر دست احمد ، و دو نسل گهربار براى على و فاطمه .
- درود خدا بر روح پاكشان ، و سيراب باد تربتشان در پائيز و بهار .
، تا آنجا كه گويد :
- ابن حماد را عملى شايستهء درگاه نباشد ، جز اينكه به دامن « ميم و عين » چنگ زده باشد .
- « ميم » يعنى منتهاى آرزويم محمد . « عين » يعنى على كه نور چشم است .
- درود خداى بر ايشان باد ، مادام كه خورشيد بدمد و سپس راه غروب گيرد .
، اين قصيده 57 بيت است كه چهل و چهار بيت آن مذكور شد .
و قصيدهء دارد در سوك سيد الشهدا سبط پيامبر كه ضمنا از حديث غدير ياد مىكند :
- سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مىدرخشد ، و گنج پارسائى و جهان دانش در خود نهفته است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٣