تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
- جان سلحشوران را در چاه هلاكت به بند كشد ، از اين رو هماوردان از او بر حذر باشند .
و كم كمى قد قراه فى الوغى فليس تخبو ابدا نيرانه
- چه دلاورانى كه در پهنهء نبرد مهمان او گشت ، از اينرو آتش اين مطبخ خاموش نگردد . - گواه اين سلحشورى در نبرد « بدر » و « احد » . مدينه و مكه آشكار شد . - و « جنگ خيبر » و در « بصره » كه ناكثين را به خاك نشاند و هم صفين و نهروان . - اين چنين شير مردى است كه قرآن ، از جانب خداى آسمان به ثناى او نازل گشت .
فقوله « وليكم » فانما يخص فيها هو ، لا فلانه
- فرمود : « انما وليكم اللَّه » و او را ويژهء اين ولايت ساخت نه فلان را . - سه تن : خدا و رسول و « على » : آنكه در ركوع نماز ، زكات بخشيد . - فرمود : « اذن واعيه » و آن حيدر است كه سخن حق را گوش شنواست . - رسولش دعا فرمود كه آنچه گويد و املاء كند ، محفوظ دارد و از خاطر نسپارد . - و فرمود : « و نضع الموازين بالقسط ليوم القيامه » و جز على برستاخيز « ميزان » نباشد . - واى بر آنكه در برابر على وزنه اش سبك آيد و خوشا بر آنكه سعادتش يار گشته وزنه اش سنگين باشد . - اوست امير مؤمنان ، رتبه اى كه از خداى يكتا جل شانه يافته است . - از قدرت و سلطنت محرومش ساختند ، با آنكه حقيقت بر آنها مكشوف بود . - سالارمان پيشواى بر حق ، از حق خود دست كشيد ، چون ياور نداشت . - جز چهار تن با او يار نگشت ، و آن چهار تن بجان حق سوگند ، اركان اربعه بودند . - مقداد و عمار ياسر ، و تسليم محض يعنى سلمان وفادار . - و هم جندب راستگو ، ابو ذر غفارى كه از فرمانش بيرون نگشت .