تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
رأيته مرتفعا فطال منه عجبى كان طعام الجنة أنزله ذو العزة هدية للصفوة من الهدايا النخب
- شيخ ثقه محمد ، از صدقه روايتى مسند آورده از انس از رسولخدا ( ص ) . - ديدمش بر كوه « حرى » با على نشسته ، خوشهء انگورى از هوا گرفت . - هر دو تناول نموده سير شدند ، بعد به آسمان برشد . بسيار شگفت آوردم . - آن ميوهء بهشتى بود كه خداى عزتمند به برگزيدگانش هديه كرد . ، در اين قطعه به حديثى اشاره مىكند كه محمد بن جرير طبرى به سند خود از انس روايت كرده كه روزى ، رسولخدا بر استر سوار گشته تا كوه « كدى » روان گشت ، آنگاه استر را به من سپرده فرمود : بفلان موضع روان شو ، على را خواهى يافت كه نشسته و به تسبيح پروردگار مشغول است ، از منش سلام رسان و بر اين استر سوار كرده نزد من آر . گويد : خدمت على رفتم ، پيغام رساندم ، چون به خدمت رسيد ، رسول خدا فرمود : بنشين ! اين مكانى است كه هفتاد پيامبر مرسل بر آن قرار گرفته ، و من از همهء آنان والاترم . با هر يك از آن پيامبران برادر او همراه بوده و تو از همهء آنان بهترى . گويد : اين هنگام . ابر سفيدى بر سر آن دو سايه افكند ، خوشهء انگورى از ميان ابر آويز شد ، رسول خدا تناول مىكرد و مىفرمود : برادر ! بخور ! اين هديهء الهى است ، بعد از تناول انگور ، آب آشاميدند ، ابر بالا رفت . رسول خدا فرمود : سوگند به آنكه هر چه خواهد آفريند ! از اين خوشه سيصد و سيزده پيامبر و سيصد و سيزده وصى تناول كرده‌اند هيچ پيامبرى گرامىتر از من نبوده و هيچ وصيى از على گرامىتر نيست . ، ابن حماد عبدى ، قصيدهء ديگرى در ستايش على ( ع ) دارد كه از « نونيه » عونى استقبال كرده است :