رأيته مرتفعا
فطال منه عجبى
كان طعام الجنة
أنزله ذو العزة
هدية للصفوة
من الهدايا النخب
- شيخ ثقه محمد ، از صدقه روايتى مسند آورده از انس از رسولخدا ( ص ) .
- ديدمش بر كوه « حرى » با على نشسته ، خوشهء انگورى از هوا گرفت .
- هر دو تناول نموده سير شدند ، بعد به آسمان برشد . بسيار شگفت آوردم .
- آن ميوهء بهشتى بود كه خداى عزتمند به برگزيدگانش هديه كرد .
، در اين قطعه به حديثى اشاره مىكند كه محمد بن جرير طبرى به سند خود از انس روايت كرده كه روزى ، رسولخدا بر استر سوار گشته تا كوه « كدى » روان گشت ، آنگاه استر را به من سپرده فرمود : بفلان موضع روان شو ، على را خواهى يافت كه نشسته و به تسبيح پروردگار مشغول است ، از منش سلام رسان و بر اين استر سوار كرده نزد من آر .
گويد : خدمت على رفتم ، پيغام رساندم ، چون به خدمت رسيد ، رسول خدا فرمود : بنشين ! اين مكانى است كه هفتاد پيامبر مرسل بر آن قرار گرفته ، و من از همهء آنان والاترم . با هر يك از آن پيامبران برادر او همراه بوده و تو از همهء آنان بهترى .
گويد : اين هنگام . ابر سفيدى بر سر آن دو سايه افكند ، خوشهء انگورى از ميان ابر آويز شد ، رسول خدا تناول مىكرد و مىفرمود : برادر ! بخور ! اين هديهء الهى است ، بعد از تناول انگور ، آب آشاميدند ، ابر بالا رفت . رسول خدا فرمود :
سوگند به آنكه هر چه خواهد آفريند ! از اين خوشه سيصد و سيزده پيامبر و سيصد و سيزده وصى تناول كردهاند هيچ پيامبرى گرامىتر از من نبوده و هيچ وصيى از على گرامىتر نيست .
، ابن حماد عبدى ، قصيدهء ديگرى در ستايش على ( ع ) دارد كه از « نونيه » عونى استقبال كرده است :