تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خدايش خير داد . - پس از « قيس » مجد و عظمت پدر ، مرا بس ، مقام و رتبهء « عبد قيس » مرا مهياست . - « تميم » خالوى من است ، افتخارى است كه بر افتخارات ما افزون گشته . - اين جواهر منظوم ، براى سينهء عروسان گرد نيامده ، مدح و ثنائى است كه در آن گفتگو نيست .
و لاظل أو أضحى و لاراح و اغتدى تأمل لا عين تراه و لا لحنا
- از آن روز كه شعر فصيحم بر صاحبان خرد عرضه شد ، شعر دگران از جلوه افتاد . - بهترين چامه آن است كه الفاظ لطيف و دلپسندش با مضامين نغز و بلند زيب و زيور گيرد . - شعر خود فنى از فنون علم است ، اگر از دانش صحيح مايه نگيرد ، هذيان است . - اگر اديب سخندان شعر بىمايه سرايد ، از خجلت و شرمسارى سر بگريبان بماند . - و اگر منطق او رسا باشد ، با مضمونى نغز و استوار و لحنى خوشگوار . - گوشها از شنيدن آن محفوظ گردد ، لذتى يابد گواراتر از عهد شباب . - در هر بيت ، و جدى تازه يابد ، و چون مست شود ، گويد : كاش از سر گيرد . - باشد كه خدايم اين چامه از لطف بپذيرد ، پاداش فراوان بخشد و ميزان عملم را بدان سنگين و گرانبار سازد . - و درود فرستد بر پاك سرشتان آل احمد ، مادام كه شب تاريك شود و يا با پشت خميده راه فرار جويد . ، در قطعه شعر ديگرى باز هم امير المؤمنين را ثنا گفته :
حدثنا الشيخ الثقه محمد عن صدقه رواية متسقة عن انس عن النبى رأيته على حرى مع على ذى النهى يقطف قطفا فى الهوى شيئا كمثل العنب فأكلا منه معا حتى اذا ما شبعا
الغدير ( فارسي ) — صفحة 257 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى