تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
پدرش او را ظهير ناميد ، چه او را از كودكى يار و پشتبان ديد چون دامن كشتى بر ميان مىبست ، برادران بزرگتر را بر زمين مىكوبيد . ، درشت استخوان ، ورزيده و نيرومند ، دايه اش بنام ميمون مىشناخت كه مبارك و سعادت قرين بود بسان دانه درش به جان مواظب بود ، چه او حامى نوزادان همشير بود . ، ببركت وجودش پستان او چون جوى روان ، نام برادر همشيرش در بنى هلال ، آويختهء دست ميمون با حبال ( 1 ) اين داستانى است كه مردان قبيله در شبنشينيها بازگو كرده‌اند . ، موهبتى شريف ، در كودكى و صباوت ، نام او در آسمانها نزد خداوند عزت على است ، صريح و روشن و آشكار نامش از نام خود مشتق ساخت چونانكه نام رسول را در ازل از نام خود گرفت . ، عطائى بود مخصوص رسول و وصى ، آراء اهل علم در نام مبارك على متفق است در معنى آن مختلف در معنى و مقصود اين لفظ ، هر كس سخنى گفته ، البته مناسب و مؤتلف . ، تير فكرش به هدف نشست ، جمعى گفتند : او بر همهء قهرمانان چيره گشت و دست همه را بر بست هر دليرى كه او را شناخت ، كنارى گرفت و سر بر تافت . ، زين رو نامش على است ، برخى گفتند : على پاى بر دوش نبى نهاده بتهاى كعبه را سرنگون ساخت چون نتوانست سنگينى رسول را بر دوش كشد ، كه از بار وحى گرانبار است . ، زين رو منزلت عالى يافت ،
هامش
( 1 ) برادر شير خوارش يكسال بزرگتر بود ، روزى تا كنار چاه خزيد و نزديك شد كه سرنگون گردد ، على دنبال او مىخزيد پايش به تناب خيمه پيچيد ، كشان كشان خود را به كودك همشيرش رسانده دست او را گرفت و نگه داشت تا دايه سر رسيد ، ديد پاى على به تناب آويخته و كودك بدست او . مترجم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 222 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى