بارخدايا ، بپاس اينانم عزت دنيا بخش و هم راحت در گور
در زندگى باز پسين ايمنى از عذاب و پردهء بر گناهان و سيرابى از كوثر
، و دمساز گشتن با آنان در مقام ارجمند ،
اى طلحه ! اگر پايان دفترت بر اين نسق باشد ، دلهره و اضطرابت نباشد
طلحه اى باشى نيك انجام ، و پاداشت بر خداى جهانيان در فرجام
، آرى پروردگار مهربان مرا بس ،
، و از چكامهء اوست در ستايش امير المؤمنين ( ع ) :
- من كفالت كسى را پذيرفتم كه رسول خدايش در ميان انبوه گفت :
- به رستاخيز سوارانى به محشر آيند : ما پنج سواريم كه ششمى نداريم
- از آن ميان ، من بر براق سوارم و پارهء تنم فاطمه دنبال من روان
- در آن روز ناقهء عضباى من پاكش محمل او خواهد بود . بهر سوى دوان
- پدرم ابراهيم خليل حق بر تكاورى رهوار ، شوكت ما در آن روز باشد پديدار
- برادرم صالح بر ناقهء الهى پيشاپيش من در صحراى محشر كامگار
- و على بر شترى سپيد از شترهاى بهشتى سوار ، چه گويم در وصف آن شاهباز
- پرچم سپاس را بنام خداى يكتاى پسنديده در دست دارد بر سر من فراز
- بر سر او تاجى مرصع از نور ، درخشان و تابان چون آفتاب
- پرتو نورش عرصهء رستاخيز را روشن ساخته ، وه چه باشكوه
- تاجى كه هفتاد كنگره دارد ، كنگرهء رخشان چون اختر پر فروغ
- سپاس گزارم پروردگار خود را بر نعمت ولاءشان فراوان و بىحساب
، قصيده ءاى دارد كه در ماتم حسين سبط فداكار رسول سروده است :
- اى ماه تابان كه دير نپائيدى ، در ماتم تو است كه نوحه سرا گشته ام
- اى چرخ غدار ، گردش ناموزونت حوادث نامطلوب ببار آورد
- بعد از عاشوراى حسين واى بر من ، شوخى و طرب گواراست ؟
ش - اى ماه تابان ! راه كربلا گرفتى تا بامت رسم زندگى آموزى و هم راه رستگارى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٤