تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
بارخدايا ، بپاس اينانم عزت دنيا بخش و هم راحت در گور در زندگى باز پسين ايمنى از عذاب و پردهء بر گناهان و سيرابى از كوثر ، و دمساز گشتن با آنان در مقام ارجمند ، اى طلحه ! اگر پايان دفترت بر اين نسق باشد ، دلهره و اضطرابت نباشد طلحه اى باشى نيك انجام ، و پاداشت بر خداى جهانيان در فرجام ، آرى پروردگار مهربان مرا بس ، ، و از چكامهء اوست در ستايش امير المؤمنين ( ع ) : - من كفالت كسى را پذيرفتم كه رسول خدايش در ميان انبوه گفت : - به رستاخيز سوارانى به محشر آيند : ما پنج سواريم كه ششمى نداريم - از آن ميان ، من بر براق سوارم و پارهء تنم فاطمه دنبال من روان - در آن روز ناقهء عضباى من پاكش محمل او خواهد بود . بهر سوى دوان - پدرم ابراهيم خليل حق بر تكاورى رهوار ، شوكت ما در آن روز باشد پديدار - برادرم صالح بر ناقهء الهى پيشاپيش من در صحراى محشر كامگار - و على بر شترى سپيد از شترهاى بهشتى سوار ، چه گويم در وصف آن شاهباز - پرچم سپاس را بنام خداى يكتاى پسنديده در دست دارد بر سر من فراز - بر سر او تاجى مرصع از نور ، درخشان و تابان چون آفتاب - پرتو نورش عرصهء رستاخيز را روشن ساخته ، وه چه باشكوه - تاجى كه هفتاد كنگره دارد ، كنگرهء رخشان چون اختر پر فروغ - سپاس گزارم پروردگار خود را بر نعمت ولاءشان فراوان و بىحساب ، قصيده ءاى دارد كه در ماتم حسين سبط فداكار رسول سروده است : - اى ماه تابان كه دير نپائيدى ، در ماتم تو است كه نوحه سرا گشته ام - اى چرخ غدار ، گردش ناموزونت حوادث نامطلوب ببار آورد - بعد از عاشوراى حسين واى بر من ، شوخى و طرب گواراست ؟ ش - اى ماه تابان ! راه كربلا گرفتى تا بامت رسم زندگى آموزى و هم راه رستگارى