تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
قرن چهارم

29 غديريهء ابو رقعمق انطاكى

( 1 ) در گذشته 399 كتب الحصير الى السرير : أن الفصيل ابن البعير - بوريا به تخت خواب نوشت كه « فصيل » نام بچهء شتر است . - به خاطر يك چنين موضوع ، سر كار امير ، هوس قورمهء قير كرده . - بجان خودم سوگند كه ما چه خرم را دو سال از علف جو محروم خواهم نمود . - بار خدايا - مگر اينكه از لاغرى با پرندگان پرواز گيرد . - ميخواهم داستان خودم را بگويم ، و اين شانس توست كه پيش صاحب خبر آمدى . - آنان كه در خشكسالى به جان هم افتادند و با كدو تنبل بر سر هم كوفتند : - به خاطر من اندوه گرفتند كه چرا همگان بودند و من در آن ميان نبودم . - اگر بودم و تو سرى خورده بودم ، امروز مىگفتند : كسى هست كه دست اين كور بيچاره را بگيرد ؟ - بجان خودم كه يك روز بارانى به خانهء دوستى از دوستان رفتم . - دامن بر كمر زده و باد به سبيل انداخته كه با سطل بزرگ بر سر هم بكوبيم .
هامش
( 1 ) منسوب به انطاكيه شهرى معروف در فاصلهء دو مرحله از شهر حلب .