تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بازى و مسخرگى آوردم . ، و در قصيدهء ديگرى گويد : - آنچه خواهى خل بازى و مسخرگى دارم ، و هوسى كه مقدار كمش اكسير حماقت و خل بازى بسيار است . - شاعران زيادى در طلب آن شدند و دست نيافتند ، چگونه بر آن دست يابند كه بايد از پلهاى زيادى بگذرند . - من از خل بازى و حماقتم قدردانى مىكنم ، چه بدين وسيله پرچم خود را در آفاق جهان افراخته‌ام . - و آن را با هيچ دوستى و نه با هيچ عوضى برابر نخواهم كرد ، ابدا . ديگراناند كه از ترك حماقت معذوراند . - ايرادى در وجود من نيست جز اينكه هر گاه به نشاط آيند و من باشم چندان بر سرشان بكوبم كه شكاف بردارد . ، و در قصيدهء ديگرى گويد : - گوشت به من باشد ، بر من خرده مگير از زياد و كم . - و كوچك و بزرگ و نازك و كلفت . - همانا با خل بازى و ديوانگى از فرزانگان برديم . - خدايش در نعمت بپرورد و نگهدارد هر كه كمعقل و بىمايه است . - هر چه بجويند مانند من احمق و كمخرد نخواهند يافت . - هر گاه ياد من افتند ، خواهند گفت : استاد ما طبل طبلها است . - استاد ما استاد است ولى نه استادى خردمند . ، - بيشتر اشعارش محكم و خوب است ، بر روش « صريع الدلاء » و « قصار بصرى » چنان كه ابن خلكان گويد ، و به سروده اش در فنون ادب استشهاد شده آن طور كه در باب مشاكله ( 1 ) در كتاب تلخيص و ساير كتب ادبى ياد شده ، در كتاب تلخيص
هامش
( 1 ) عوض كردن تعبير ، بخاطر اينكه با تعبير ديگران هم شكل باشد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 193 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى