- آنها پيش تاختند ، منهم دلوم را دور سرم چرخاندم ، ولى متأسفانه بر سر خود كوبيدم .
- اى شير مردان ، پس كلهء هم را نشانه بگيريد ، كه اين بازى ، كليد نشاط است .
- غافل مشويد كه سينهها را از كينهها پاك كند .
- اين بازى مانند « بخور » فضاى مجلس را معطر كند از اين « بخور » ملال مگيريد .
- به خدا سوگند كه هر گاه موقع سحرى به ياد دوستان افتم ، جايشان را خالى مىكنم .
- و هم اندوهگين شوم چه همين كه نزديك شد ديزى بپزد .
- رفتند . با اينكه خودشان فطير كرده بودند ، از خوردن فطير بازماندند .
لا و الذى نطق النبى
بفضله يوم الغدير
ما للامام ابى على
فى البرية من نظير ( 1 )
- نه بجان آن سرورى كه رسول خدا در روز « غدير » زبان به ثنايش گشود .
- سرورمان « ابو على » در جهان بىنظير است .
شاعر
:
- ابو حامد ، احمد بن محمد انطاكى ، ساكن مصر ، معروف به « ابو رقعمق » يكى از سرايندگان مشهور و كار آمدان فنون شعر است ، در اسلوب سخن و سبك بديع چنان پيش تاخته كه ميدان وسيعى را پشت سر نهاده ، جز اينكه گاه شوخى را با جد درآميخته است .
جوانى را در شام بوده ، بعد به مصر رفته و شهرتى عالمگير بدست آورده و در علم و ادب مكانتى عظيم يافته است : شاهان و رهبران و سروران مصر را ثنا گفته و از جمله :
معز ، ابو تميم معد بن منصور بن قائم بن عبيد اللَّه مهدى ، و فرزندش « زفر » عزيز مصر و « حاكم » فرزند عزيز ، و « جوهر » سرهنگ سپاه ، و « وزير » ابو الفرج يعقوب بن
هامش
( 1 ) يتيمة الدهر ج 1 ص 284 .