تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
- آنها پيش تاختند ، منهم دلوم را دور سرم چرخاندم ، ولى متأسفانه بر سر خود كوبيدم . - اى شير مردان ، پس كلهء هم را نشانه بگيريد ، كه اين بازى ، كليد نشاط است . - غافل مشويد كه سينه‌ها را از كينه‌ها پاك كند . - اين بازى مانند « بخور » فضاى مجلس را معطر كند از اين « بخور » ملال مگيريد . - به خدا سوگند كه هر گاه موقع سحرى به ياد دوستان افتم ، جايشان را خالى مىكنم . - و هم اندوهگين شوم چه همين كه نزديك شد ديزى بپزد . - رفتند . با اينكه خودشان فطير كرده بودند ، از خوردن فطير بازماندند .
لا و الذى نطق النبى بفضله يوم الغدير ما للامام ابى على فى البرية من نظير ( 1 )
- نه بجان آن سرورى كه رسول خدا در روز « غدير » زبان به ثنايش گشود . - سرورمان « ابو على » در جهان بىنظير است .

شاعر

: - ابو حامد ، احمد بن محمد انطاكى ، ساكن مصر ، معروف به « ابو رقعمق » يكى از سرايندگان مشهور و كار آمدان فنون شعر است ، در اسلوب سخن و سبك بديع چنان پيش تاخته كه ميدان وسيعى را پشت سر نهاده ، جز اينكه گاه شوخى را با جد درآميخته است . جوانى را در شام بوده ، بعد به مصر رفته و شهرتى عالمگير بدست آورده و در علم و ادب مكانتى عظيم يافته است : شاهان و رهبران و سروران مصر را ثنا گفته و از جمله : معز ، ابو تميم معد بن منصور بن قائم بن عبيد اللَّه مهدى ، و فرزندش « زفر » عزيز مصر و « حاكم » فرزند عزيز ، و « جوهر » سرهنگ سپاه ، و « وزير » ابو الفرج يعقوب بن
هامش
( 1 ) يتيمة الدهر ج 1 ص 284 .