- مىگريم بر آن گروهى كه فضل و دانششان در نظر مردم جرم و گناه است و اينك همان فضل و دانش را به درگاهت شفيع آوردهاند .
- با اطمينان خاطر از كوشش مداوم و خستگى و خوارى بر كنار شدند ، و كفيل حوائج آنانى توئى .
- بعد از آنكه هلاكت راهرا بر تو بست ، آواز ساربان هم راه بر آنان بست كه در گمان شرفيابى و كامورى نباشند .
- گروهى پس از گروه دگر كه اگر بر فراز سمند نشينى ، در گردت حلقه زنند و چشمها را خيره سازند و اگر خشمناك شوى چون سپاهى چيره باشند كه .
- با مشت استخوان دشمن را درهم شكنند . و در سايهء نيزه چون سرنيزهء آهنين باشند .
- اگر دشمن خونخوارت تيراندازان ماهر « ثعل » باشند ، يك نفر از آنان باقى نماند .
- درنگ و شكيبائيت را منكر و عجيب شمردند ، ولى اين مرگ بود كه پيش مىتاخت و تو با توانى به دفاع برخاستى .
- آشنايان دور از ياريت دريغ كردند و نزديكان ترا تنها گذاشتند كه صياد تو چه خواهد كرد ؟
- مرگ بر تو درآمد از آن درى كه هيچ مانع و دافعى نداشت جز فشار انبوهى كه به خدمت مىآمدند .
- خوشحال و خرم بودند كه به دست بوس تو آمدند ، و هيچكدامشان متحمل نشده او را از در نراند .
- خوان كرمت مانع نگشت ، بذل و نوالت به حمايت برنخاست و نه عطا و بخشش به كفايت و دفاع .
- تلخ و شيرين روزگار تو بودى : هر كه كامش تلخ بود از قهر تو بود و آنكه شيرين ، از عسلى كه تو در دهانش ريختى .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٨٤