تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
- اى باران ، زمين را سيراب كن و برگرد بوستان خيمه زن تا سرزمين خشك و سوزان زبان بتشكر گشايد . - بارانى كه چون دهان مشكريزان باشد و زمين تشنه را جان بخشد . - بارانى كه بر سنگ خارا اثر گذارد چونان كه نعل سمند بر مرغزار . - ابرى تيره چون شتر كه مهار بينىاش را شتر مرغى رم كرده بر نوك كشد . - و پستانهايش براى دره‌ها و تپه ماهورها سوگند خورده سوگندى راست و درست كه پر و لبريز است . - برق جهندهء آسمان با شمشيرش رگهاى آن را بريد ، اينك به هر دره جوى كشيده روان است . - ابو العباس را از جانب من برگو : به هر دره و هامون سر مىكشم تا اينكه تربتت را جسته و سيراب كنم . - ولى تودهء خاك پرده و حجابت گشته ، چگونه مورد خطاب و پيغام گردى . - خوش بخت آن سنگ و خاكى كه در زير تنت بالش و متكا گشت و بدبخت آنچه بر روى تنت هوار شد . - مىگريم و مىمويم : به خاطر خودم و به خاطر خاك نشينانى كه فرزندانش بعد از تو يتيم شوند و زنانش بىسرپرست . - و به خاطر پناهنده اى كه حوادثش در سپرده تمناى خوراك دارد ، و روزگارش خورندهء او است . - به انتظار مانده كه چه تصميم گيرد : نه در خانهء بىسامانش رحل اقامت مىافكند و نه ارادهء كوچ دارد . - از دوره گردى به هلاكت رسيده هر روز بر در اين و آن يار و ياور مىطلبد و همه گانش از در مىرانند . - تا اينكه بخت و اقبالش را در بارگاه شما يافت و رنج گذشته را با شادى سال نو از ياد برد .