جديش در بيم و اضطراب بودم .
- چگونه قلبم را سپر بلايش سازم ، با اينكه نميدانم از كدام تركش تيز مىزند .
- پشت كرده و ميرود ، ولى گلزار چشم را در زير قدمش فرش كرده ، فدايش گشته و قدمهايش را مىبوسد .
، پس از دورانى كه از وزارت او گذشت ، مادر مجد الدوله او را متهم ساخت كه برادرش را مسموم ساخته ، از اين رو 200 هزار دينار مطالبه مىكرد ، تا در سوگوارى او خرج كند ، ابو العباس از پرداخت آن امتناع كرد و ناچار در سال 392 از ترس به « بروجرد » گريخت كه در حوزهء عمل « بدر » فرزند « حسنويه » ( 1 ) بود .
بعد حاضر شد كه مبلغ معهود را بدهد و بر سر كار خود برگردد ، مورد قبول واقع نشد ، و در همان « بروجرد » باقى ماند تا در سال 398 دار فانى را وداع گفت .
برخى گفتهاند ابو بكر فرزند رافع كه يكى از سرهنگان فخر الدوله بود ، با يكى از چاكران ابو العباس توطئه كرده به دو سم خورانيد .
پسرش تابوت او را با يكى از پرده داران به بغداد فرستاد ، و نامه اى به ابو بكر خوارزمى نگاشته خاطر نشان كرد كه پدرش وصيت كرده است تا او را در جوار سيد شهدا در كربلا دفن كنند ، درخواست كرد تا خوارزمى ترتيب كار را بدهد و آرامگاهى معادل 500 دينار برايش ابتياع نمايند .
موضوع را با شريف ابو احمد ( پدر سيد شريف علم الهدى و سيد شريف رضى ) در ميان نهادند ، فرمود : ابو العباس مردى است كه به جوار جدمان پناه آورده ، از
هامش
( 1 ) از اميران جبل ( عراق ايران ) است ، القادر باللَّه او را ملقب به ناصر الدوله ساخت و پرچمى به نامش بست ، علماء و زهاد و يتيمان را مىنواخت ، هر جمعه ده هزار درهم صدقه مىداد و سه هزار دينار به كفشدوزانى كه در فاصلهء همدان و بغداد بر سر راه حجاج بودند مىپرداخت تا كفش حجاج درمانده را تأمين كنند و هر ماه 20 هزار درهم براى كفن مردگان بىنوا اختصاص داده بود ، در حوزهء فرمانروائيش سه هزار مسجد و رباط ساخته و هر ساله صد هزار دينار حوائج زوار حرمين مكه و مدينه را تأمين ميكرد با وجود اين خرجها 20 ميليون درهم ديگر به خزانهء او سرازير مىشد . ( شذرات 3 / 73 )