تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كه در ميان جمع تلاوت شود ؟ - آيا پناه دردمندانتان نبودم و آب گواراى تشنه كامان ؟ - پسرم را با لب تشنه بلا دفاع كشتيد ، با اين همه بر لب آب كوثر چشم اميد به من داريد ؟ - مادرتان بعزا نشيند ، دختران زهراى بتول را اسير كرديد با آنكه پارهء تنم بودند . - عهد و پيمان پدرشان على را در هم شكستيد ، با اين پيمان شكنى رشتهء مرا قطع كرديد . - بار خدايا ، تو خود انتقام مرا باز ستان كه خاندان گراميم را به روز سياه نشانده ، مىخواستند بنياد مرا بر باد دهند . - موقعى كه زهرا به محاكمه برخيزد و داور ميان ستمكشان و ستمگران خدا باشد ، چه پاسخى توانيد داد ؟ - اى « اهل كساء » درود و رحمت خدا بر شما نازل باد تا روزگار باقى است . - شما ستارگان نسل آدم و حوائيد ، تا خورشيد تابناك مىدرخشد و دو اختر « سماك » نور مىپاشد . - پيوسته دل در آرزوى شما مىطپد و روزگارم به اين عشق و شيفتگى فرمان مىدهد و منع مىكند . - اينك با سر آمدم : مركب توحيد را زين بستم و از عدل الهى توشه ساخته از تقوا و پرهيزگارى مدد جستم . - اينها همه حقائق است كه در پردهء الفاظ نهفته شده و چون بدرخشد ، با لمعانش چشم كوردلان را شفا بخشد . - اينها زيور آل طه است و زيب خاندانش ، و همينهاست كه براى فرزندان ابو سفيان و مروان ، پستى و ننگ به بار آورد . - آرى اين همه جواهر بود كه « جوهرى » به پاس محبت ، از سرزمين جرجان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 149 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى