كه در ميان جمع تلاوت شود ؟
- آيا پناه دردمندانتان نبودم و آب گواراى تشنه كامان ؟
- پسرم را با لب تشنه بلا دفاع كشتيد ، با اين همه بر لب آب كوثر چشم اميد به من داريد ؟
- مادرتان بعزا نشيند ، دختران زهراى بتول را اسير كرديد با آنكه پارهء تنم بودند .
- عهد و پيمان پدرشان على را در هم شكستيد ، با اين پيمان شكنى رشتهء مرا قطع كرديد .
- بار خدايا ، تو خود انتقام مرا باز ستان كه خاندان گراميم را به روز سياه نشانده ، مىخواستند بنياد مرا بر باد دهند .
- موقعى كه زهرا به محاكمه برخيزد و داور ميان ستمكشان و ستمگران خدا باشد ، چه پاسخى توانيد داد ؟
- اى « اهل كساء » درود و رحمت خدا بر شما نازل باد تا روزگار باقى است .
- شما ستارگان نسل آدم و حوائيد ، تا خورشيد تابناك مىدرخشد و دو اختر « سماك » نور مىپاشد .
- پيوسته دل در آرزوى شما مىطپد و روزگارم به اين عشق و شيفتگى فرمان مىدهد و منع مىكند .
- اينك با سر آمدم : مركب توحيد را زين بستم و از عدل الهى توشه ساخته از تقوا و پرهيزگارى مدد جستم .
- اينها همه حقائق است كه در پردهء الفاظ نهفته شده و چون بدرخشد ، با لمعانش چشم كوردلان را شفا بخشد .
- اينها زيور آل طه است و زيب خاندانش ، و همينهاست كه براى فرزندان ابو سفيان و مروان ، پستى و ننگ به بار آورد .
- آرى اين همه جواهر بود كه « جوهرى » به پاس محبت ، از سرزمين جرجان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٤٩