تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
به ارمغان آورد . ، جوهرى ، قصيدهء ديگرى در رثاء و ماتم حسين شهيد دارد كه خوارزمى در « مقتل » خود ، و ابن شهر آشوب در « مناقب » خود ، و علامهء مجلسى در جلد دهم ( 1 ) بحار آورد ، ؛ ملاحظه بفرمائيد !
يا اهل عاشور ! يا لهفى على الدين خذوا حدادكم يا آل ياسين
- اى ماتمزدگان عاشورا ! اين آه و ناله اى كه سر كرده‌ام ، در ماتم دين است . اى « آل ياسين » جامهء ماتم ببر كنيد . - در اين روز ، گريبان دين چاك شد ، چون دختران احمد را بسان كفار روم و چين به اسيرى بردند . - امروز ، نوحه سراى اين خاندان بر فراز تپه‌هاى كربلا ، با صداى بلند مىگفت : كى است كه از پدركشتهء بىنوا تفقد كند ؟ - امروز جگر مصطفى به خون نشست ، خونى كه اينك بر سينهء حوريان چون مشك دلاويز است . - امروز ستارهء افتخار « مضر » از پا در افتاده خوار و ذليل گشت . - امروز مشعل فروزان الهى خاموش شد ، و كشتى تقوى به گل نشست . - امروز رشتهء هدايت از هم گسيخت ، و گرد خوارى بر سيماى اسلام پاشيد . - امروز بارگاه قدس الهى فرو ريخت و عرصهء آن پامال ستوران گشت . - امروز فرزندان ابو سفيان آرزوى خود را دريافتند ، از آتشى كه در « بدر » و « صفين » افروختند . - امروز سبط مصطفى را خون دل در گلو گرفت و از پاى درآمد . - آب را به رويش بستند و به آتش درونش دامن زدند ، نگون باد پرچم اين خسارت زدگان . - با زور و ستم زمام قدرت را به چنگ گرفتند ، كاش از شربت آبى دريغ نمىكردند .
هامش
( 1 ) چاپ جديد ج 45 ص 279 و 253 ( مترجم ) .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 150 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى