تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
- تا آنجا رسوائى و ننگ به بار آوردند كه راهب قنسرين ( 1 ) گفت : اى گمراهان و اى ياوران شيطان . - آيا به سر اين شهيد كه بر نيزه استوار كرده‌ايد ، سخريه و توهين روا مى - داريد ، با اينكه همين سر مرا به دين خدا سفارش مىكند . - واى بر شما . من به خداوند و رسول او ايمان آورده راه هدايت گرفتم ، دوستى مرتضى آئين من است . - او را نگون به خاك افكندند و با شمشير و كارد پاره پاره نمودند . - چه كينه‌ها كه بر گردهء اسبها بار كردند و فرعون منش ، به جان اسيران تاختند . - با غل و زنجير بر جهاز شترانشان بستند و با كعب نيزه بدنشان را خستند . - شير خوار فاطمه را از شير باز گرفتند ، و در عوض پستان ، نيش مار به دهان نهادند . - اى گروهى كه شيطان پرچمدار شماست و گمراهى در دل شما جا گرفته . - مرتضى و فرزندانش را چه نسبت با معاويه و فاطمه را چه نسبت با هند جگر - خوار و يا ميسون مادر يزيد ؟ - خاندان رسول از دم شمشير پراكنده شدند : برخى سر خود گرفته به صحرا گريختند و جمعى در زندانها جاى كرده‌اند . - اى ديده ! به انتظار منشين كه با ابر صبحگاهان ببارى و يا با غمديدهء دگرى دمساز گردى . - به پا خيز بر تربت كربلا و چون مرواريد غلطان سرشك بيفشان . چندان كه در قوه دارى . - اى خاندان احمد زبان « جوهرى » شمشير است كه عار و عيب را از ساحت شما مىزدايد . ، ثعالبى در « يتيمة الدهر » ج 4 از صفحهء 29 تا 21 قسمتى از سروده هاى
هامش
( 1 ) شهرى در نزديكى حلب به فاصله يك منزل .