- تا آنجا رسوائى و ننگ به بار آوردند كه راهب قنسرين ( 1 ) گفت : اى گمراهان و اى ياوران شيطان .
- آيا به سر اين شهيد كه بر نيزه استوار كردهايد ، سخريه و توهين روا مى - داريد ، با اينكه همين سر مرا به دين خدا سفارش مىكند .
- واى بر شما . من به خداوند و رسول او ايمان آورده راه هدايت گرفتم ، دوستى مرتضى آئين من است .
- او را نگون به خاك افكندند و با شمشير و كارد پاره پاره نمودند .
- چه كينهها كه بر گردهء اسبها بار كردند و فرعون منش ، به جان اسيران تاختند .
- با غل و زنجير بر جهاز شترانشان بستند و با كعب نيزه بدنشان را خستند .
- شير خوار فاطمه را از شير باز گرفتند ، و در عوض پستان ، نيش مار به دهان نهادند .
- اى گروهى كه شيطان پرچمدار شماست و گمراهى در دل شما جا گرفته .
- مرتضى و فرزندانش را چه نسبت با معاويه و فاطمه را چه نسبت با هند جگر - خوار و يا ميسون مادر يزيد ؟
- خاندان رسول از دم شمشير پراكنده شدند : برخى سر خود گرفته به صحرا گريختند و جمعى در زندانها جاى كردهاند .
- اى ديده ! به انتظار منشين كه با ابر صبحگاهان ببارى و يا با غمديدهء دگرى دمساز گردى .
- به پا خيز بر تربت كربلا و چون مرواريد غلطان سرشك بيفشان . چندان كه در قوه دارى .
- اى خاندان احمد زبان « جوهرى » شمشير است كه عار و عيب را از ساحت شما مىزدايد .
، ثعالبى در « يتيمة الدهر » ج 4 از صفحهء 29 تا 21 قسمتى از سروده هاى
هامش
( 1 ) شهرى در نزديكى حلب به فاصله يك منزل .