تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
به سوى رادمردى گشوده خواهد گشت ؟ - خداوند راضى نگشت جز به اينكه ( آرزو و بخشش ) هر دو با صاحب بميرند ديگر اين دو ، تا روز حشر باز نخواهند گشت . ، و نيز لاميهء ابو الفياض سعيد بن احمد طبرى در 44 بيت كه تمام آن در يتيمه ج 3 ص 254 مذكور افتاده : - اى همسفر ! چگونه در بستر خواب آرميدى ، با آنكه به روزگار نه خوابيدى و نه خوابد . - هر روز در ميان فرزندانش به پا خاسته و ندا در دهد : به پا خيزيد كه هنگام كوچ است . - دودسته‌اند : يكدسته با غفلت در انتظارند و دستهء ديگر كمر بسته و با شتاب . - گويا داستان آنان كه مىروند و مىمانند ، گروهانى است كه از پس گروهان رواناند . - آنان سواراند ، بىمركب ، روانند و بازگشت ندارند . - جام مرگ در ميانشان مىچرخد چونانكه شراب ناب در دست حريفان . - راننده با خشونت از پى ، فرياد رحيل مىزند و به سوى ميعاد مىدواند . جلودار قافله نمايان نيست . - نديدى آنها كه پيش از اين در گذشتند و غول مرك آنانرا در ربود . - آنان حيله‌ها به كار بستند ، بىثمر بود ، ما ناله‌ها زديم نافع نيفتاد . - شيوهء روزگار چنين است ، عمر مىگذرد ، احوال دگرگون مىشود و باز نمىگردد . - گر چه نخواهيم و يا به هراس اندر شويم ، پيك مرگ در ميرسد و مهلت نمىدهد . - در پايان راه ، مقصد مرگ نمايان است ولى راه ديگرى وجود ندارد . - بجانت سوگند ، عمر فرصت كوتاهى است و بعد از آن راهى دور و دراز در پيش . - مىبينم كه اسلام و اسلاميان در اندوه و ماتم فرو رفته‌اند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 136 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى