به سوى رادمردى گشوده خواهد گشت ؟
- خداوند راضى نگشت جز به اينكه ( آرزو و بخشش ) هر دو با صاحب بميرند ديگر اين دو ، تا روز حشر باز نخواهند گشت .
، و نيز لاميهء ابو الفياض سعيد بن احمد طبرى در 44 بيت كه تمام آن در يتيمه ج 3 ص 254 مذكور افتاده :
- اى همسفر ! چگونه در بستر خواب آرميدى ، با آنكه به روزگار نه خوابيدى و نه خوابد .
- هر روز در ميان فرزندانش به پا خاسته و ندا در دهد : به پا خيزيد كه هنگام كوچ است .
- دودستهاند : يكدسته با غفلت در انتظارند و دستهء ديگر كمر بسته و با شتاب .
- گويا داستان آنان كه مىروند و مىمانند ، گروهانى است كه از پس گروهان رواناند .
- آنان سواراند ، بىمركب ، روانند و بازگشت ندارند .
- جام مرگ در ميانشان مىچرخد چونانكه شراب ناب در دست حريفان .
- راننده با خشونت از پى ، فرياد رحيل مىزند و به سوى ميعاد مىدواند .
جلودار قافله نمايان نيست .
- نديدى آنها كه پيش از اين در گذشتند و غول مرك آنانرا در ربود .
- آنان حيلهها به كار بستند ، بىثمر بود ، ما نالهها زديم نافع نيفتاد .
- شيوهء روزگار چنين است ، عمر مىگذرد ، احوال دگرگون مىشود و باز نمىگردد .
- گر چه نخواهيم و يا به هراس اندر شويم ، پيك مرگ در ميرسد و مهلت نمىدهد .
- در پايان راه ، مقصد مرگ نمايان است ولى راه ديگرى وجود ندارد .
- بجانت سوگند ، عمر فرصت كوتاهى است و بعد از آن راهى دور و دراز در پيش .
- مىبينم كه اسلام و اسلاميان در اندوه و ماتم فرو رفتهاند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٦