تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
، در مرگ صاحب قصائد فراوانى سروده شد ، از جمله قصيدهء ابو منصور احمد بن محمد لجيمى است با قافيهء نون : - اى بزرگ مرد با كفايت كه مشكلات را با سر پنجهء تدبير گشود و با نوال سرشارش نياز ما را برآورد . - آرزوى ما اين بود كه جاودان مانى ، و روزگار نخواست ، ارادهء او بر تمناى ما پيروز گشت . - بر مرگت گريبان چاك زدم ، اما قانع نشده اندوه و غم را دمساز آمدم . - اگر خود را كشته بودم ، ممكن بود حق ترا ادا كرده باشم . - از رازى كه اينك دريافته اى پرده بردار كه چه بسيار از بيانات رشيقه ات بهرمند بوديم . - مگر نه مردى دادگستر و با انصاف بودى ؟ از چه گورى آباد كردى و شهرها ويران ساختى ؟ - وانهادى كه مردم لجام گسيخته شوند ، ديروز كه چنين نبودند . - سفله گان مسلط شده بر ما سوار شدند با آنكه ديروز بردهء ما بودند . - اگر در ماتم او دلهاى ما آب شود و اشك از ديدگان بباريم . - حق ماتم را ادا نكرده‌ايم ، ولى گذشت روزگاران خواهد گفت چه كسى را از دست داده‌ايم . ( 1 ) ، و در قصيدهء ديگرى گويد : - بزرگ مردى در گذشت كه هر گاه دانش وجود كمياب مىشد ، هر دو را از دست و زبان او باز مىجستيم . - بزرگ مردى كه هر چه در ميان خلق جويا گشتم كسى را مانندش نيافتم . - جود و بخشش را با « كافى الكفاة » در يك گور كردند تا بهم مأنوس باشند . - در زندگى با هم زيستند و اينك در گور همخوابه گشتند ، گورى كه در باب
هامش
( 1 ) يتيمة الدهر ج 4 ص 375 .