ذريه است ( 1 ) .
، گاهى چند بيت اين قصيده به نام ابى القاسم ابن ابى العلاء اصفهانى ثبت شده كه با حكايتى لطيف همراه است .
از قصائدى كه در سوك صاحب سروده شده ، نونيهء ابو القاسم ابن ابى العلاء است كه ثعالبى در ج 3 ص 263 برخى ابيات آن را چنين آورده :
- اى يگانه رهبر ! من آنچه در ستايش و ثنايت گويم ، كم گفتهام .
- تو از ستايش و ثنا برترى ، هيچ كس ترا نستايد جز كه شأن ترا بكاهد .
- با مرگ تو فرزندان حوا همه مردند ، دنيا مرد ، بلكه دين مرد .
- اينك ، سروش فضيلت و آزادگى است كه عزاى تو را اعلام مىكند بعد از آن كه ، حوريان به عزايت نشستند .
- عطا وصله بر تو مىگريند چنان كه ملت و دولت مىگريند .
- بدگويان و خبرچينان به پا خاستند ، هم آنها كه از بيم تو خانه نشين بودند بعد از مرگت راندههاى درگاه همه جان گرفتند .
- شگفت نباشد كه اينان همه بر كوى و برزن روانند ، سليمان درگذشت و شياطين از بند رستند .
، از جمله قصائدى كه در ماتم صاحب سروده شده ، داليهء ابى الفرج ابن ميسره است ، ثعالبى اين چند بيت آن را در يتيمه ج 3 ص 254 ياد كرده :
- اگر مىپذيرفتند ، جانها برخى او مىگشت ، گر چه اين هم مصيبتى بزرگ بود .
- ولى مرگ چون شاهين تيز بين است و بهترين را مىربايد .
- زمانه را برگو : اين ستم به خود كردى ، اينك به كورى چشمت ، جامهء عزا ببر كن .
- با اين مصيبت ، عظيمترين ضايعهء بشرى را پيش انداختى ، و رونق بازارت كاست .
، از جمله داليهء ابو سعيد رستمى است ، كه ثعالبى دو بيت آن را آورده :
- بعد از « صاحب » آرزومندى به شب بار سفر خواهد بست ؟ يا اصولا دست تمنا
هامش
( 1 ) يتيمة الدهر ج 4 ص 375 .