تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ذريه است ( 1 ) . ، گاهى چند بيت اين قصيده به نام ابى القاسم ابن ابى العلاء اصفهانى ثبت شده كه با حكايتى لطيف همراه است . از قصائدى كه در سوك صاحب سروده شده ، نونيهء ابو القاسم ابن ابى العلاء است كه ثعالبى در ج 3 ص 263 برخى ابيات آن را چنين آورده : - اى يگانه رهبر ! من آنچه در ستايش و ثنايت گويم ، كم گفته‌ام . - تو از ستايش و ثنا برترى ، هيچ كس ترا نستايد جز كه شأن ترا بكاهد . - با مرگ تو فرزندان حوا همه مردند ، دنيا مرد ، بلكه دين مرد . - اينك ، سروش فضيلت و آزادگى است كه عزاى تو را اعلام مىكند بعد از آن كه ، حوريان به عزايت نشستند . - عطا وصله بر تو مىگريند چنان كه ملت و دولت مىگريند . - بدگويان و خبرچينان به پا خاستند ، هم آنها كه از بيم تو خانه نشين بودند بعد از مرگت رانده‌هاى درگاه همه جان گرفتند . - شگفت نباشد كه اينان همه بر كوى و برزن روانند ، سليمان درگذشت و شياطين از بند رستند . ، از جمله قصائدى كه در ماتم صاحب سروده شده ، داليهء ابى الفرج ابن ميسره است ، ثعالبى اين چند بيت آن را در يتيمه ج 3 ص 254 ياد كرده : - اگر مىپذيرفتند ، جانها برخى او مىگشت ، گر چه اين هم مصيبتى بزرگ بود . - ولى مرگ چون شاهين تيز بين است و بهترين را مىربايد . - زمانه را برگو : اين ستم به خود كردى ، اينك به كورى چشمت ، جامهء عزا ببر كن . - با اين مصيبت ، عظيمترين ضايعهء بشرى را پيش انداختى ، و رونق بازارت كاست . ، از جمله داليهء ابو سعيد رستمى است ، كه ثعالبى دو بيت آن را آورده : - بعد از « صاحب » آرزومندى به شب بار سفر خواهد بست ؟ يا اصولا دست تمنا
هامش
( 1 ) يتيمة الدهر ج 4 ص 375 .