ابو العباس ضبى بر جنازهء او نماز خواند ، فخر الدوله پيشاپيش جنازه حركت مىكرد . و چند روز براى عزا در خانه نشست .
بعد از نماز جنازه را در يك خانه آويز كردند تا هنگامى كه به اصفهان برده و در قبه اى به نام دريه ( 1 ) دفن شد ، ابن خلكان مىنويسد : اين قبه تا اين زمان آباد مانده و دختر زادگانش به تعمير و كچكارى آن مواظباند . و سيد در « روضات الجنات » اضافه كرده و گويد : اكنون هم آباد و معمور است ، چندى پيش دچار شكست و انهدامى گشته بود كه پيشواى بزرگ علامه سترك محمد ابراهيم كرباسى به تجديد عمارت آن فرمان داد ، و با وجود ناتوانى ، دو ماه يك بار و گاه ماهى و چه بسا هفته اى يك بار ، زيارت آن قبه را ترك نمىفرمايد . در اين اوقات به نام « باب طوقچى » و گاه « ميدان كهنه » خوانده مىشود ، و مردم با زيارت مرقدش بركت مىجويند و در كنار آن قبه حاجات خود را از خداوند تعالى مسئلت مىدارند .
ثعالبى در « يتيمه » مىنويسد : موقعى كه ستاره شناسان ، با اشاره و كنايه از مرگ او خبر دادند ، صاحب در قطعه اى چنين سرود :
- اى خالق ارواح و اجسام و اى آفرينندهء اختران و آثار .
- اى پديد آرندهء روشنى و سياهى !
- نه چشم اميد به مشترى دارم .
- و نه از مريخ بيمناكم .
چرا كه ستارگان در واقع علامتاند .
- سرنوشت در دست خداى داناست . بار پروردگارا ! از درد و بلا محفوظم دار .
- و از حوادث روزگار در امان و از رسوائى گناه نگهبان باش .
- بدوستى محمد مصطفى برگزيده ات و همتايش على مرتضى و خاندان گرامش بر من ببخشاى !
هامش
( 1 ) به فتح دال و كسر راء بر وزن ضريح ، در اعيان الشيعه چنين ضبط شده ولى در « يتيمه » و جز آن با ذال نقطه دار آمده ، چونان كه در شعر ابو منصور لجيمى خواهد آمد .