، ناسپاسى نوال ، مايهء زوال است .
، مقابلهء احسان با كفران ، نعمت موجود را تاراندن است .
، گاه باشد كه ضعيف قوى گردد ، جراحت التيام پذيرد ، كج ، راه استقامت گيرد ، و فروماندهء در خواب غفلت بيدار شود .
، ناله از دل تنگ برآيد و شكايت از درون دردمند .
، نه هر كه را خوانى ، پاسخ مثبت دهد ، و سر به اطاعت سپارد .
، شود كه ، بىگناه به جرم گناهكار بسوزد و نيكوكار در عوض بدكار گرفتار آيد .
، نه هر كه حق طلبد ، باز جويد و نه هر كه چشم طمع به ابر دوزد ، از باران رحمتش شراب اندوزد .
ثعالبى در يتيمة الدهر از اين گونه كلمات قصار و سخنان درر بار ، از صاحب فراوان ياد كرده كه سيد امين تمام آنها را در « اعيان الشيعه » ثبت فرموده است .
اين است يك شيعه نمونه و اين نمونهء افكارش . اين است يك وزير شيعه و اين سخنان حكمت شعارش ، اين است فقيه شيعه و اين ادب تابناكش . اين است دانشمند شيعه و اين انديشهء عالمتابش ، اين است متكلم و سخنگوى شيعه و اين مقاله و گفتارش .
اينان مردان بزرگ شيعهاند و اين مفاخر و ميراثشان . شيعهء راستين كه در پى خاندان حق گام زند ، بايد كه چنين باشد . و گرنه نباشد .
وفات صاحب
:
صاحب ، در شب جمعه 24 ماه صفر از سال 385 در رى ، دار فانى را ترك گفت مردم رى كه از مرگ او باخبر شدند ، تمام شهر و بازارها تعطيل گشت و همگان بر در خانه اش به منظور تشييع جنازه گرد آمدند . فخر الدوله به همراه سرهنگان و فرماندهان حضور يافته و جامهء سياه بر تن داشتند . جنازهء صاحب كه بر دوش خدام از در قصر خارج شد ، تا بر او نماز گزارند ، به تعظيم و بزرگداشت ، حاضرين يكسر به پا خاستند : فرياد شيون و زارى بلند شد ، جامهها بر تن دريدند ، سيلىها به صورت زدند ، چندان گريه و ناله كردند كه از تاب و توان رفته به خاك افتادند .