پشت آن نرم و لغزنده تر و نيشش گزنده تر .
، رشتهء منت و احسان ، بر گردن كس استوار نتوان كرد ، جز با خدمات شايان .
، گاه باشد كه حلم و بردبارى خوارى آرد ، چونان كه از پايدارى بى جا شكست زايد .
، نامهء هركس ، تراز انديشه و ادراك ، بل محك اعتبار اوست و ترجمان فضل و مقام ، بل ، نمونه فهم و دانش اوست .
، وفاى به وعدت ، برهان تشخيص و عظمت ، امروز و فردا كردن ، نشان بخل و خست ، و گواه بىوفائيت تجديد مهلت .
، احسان نكو آن است كه خالص و فراوان باشد ، و احسان شوم آنكه امروز و فردا شود و با خاطرهء ناخوش آلوده گردد .
، هشيارى جوانمردان كندى نگيرد ، و سيماى شوم خطا نپذيرد .
، سگ كه بر چهرهء ماه تابان بانگ كند ، با سنگ دهانش بسته گردد .
، بسيار شد كه به آرزوى خونخواهى و انتقام ، در ورطهء هولناك به خاك راه افتادهاند .
، وعدهء نوال ، برخى چون آب حيات است و برخى چون درخش سراب .
، نفوذ سخن گاه بدانجا رسد كه تير پران نرسد .
، چه بسا اعتراف به تقصير كه گوياتر است از زبان تشكر آميز .
، چه بسا سخن كوتاه كه رساتر به مقصود باشد .
، هر سرى آرزوئى پرورد ، و هر روزى كارى شايستهء خود دارد .
، سخن نرم و هموار سود بخشد و گرنه شمشير بران ، سودبخشتر افتد .
، دلاور شير دل فراوان است ، ولى نه چون عمرو ، و بر مردگان ماتمدارى كردهاند ولى نه چنان كه بر صخر ( 1 ) .
، فراموش مكن كه فاصلهء جوان و پير فراوان است و فرق ميان عقاب و شاهين از زمين تا آسمان .
، كفران نعمت ، سر آغاز نقمت است .
هامش
( 1 ) مراد از عمرو ، پسر معدى كرب دلاور عرب است ، و از صخر ، برادر خنساء شاعره . ( مترجم )