تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پشت آن نرم و لغزنده تر و نيشش گزنده تر . ، رشتهء منت و احسان ، بر گردن كس استوار نتوان كرد ، جز با خدمات شايان . ، گاه باشد كه حلم و بردبارى خوارى آرد ، چونان كه از پايدارى بى جا شكست زايد . ، نامهء هركس ، تراز انديشه و ادراك ، بل محك اعتبار اوست و ترجمان فضل و مقام ، بل ، نمونه فهم و دانش اوست . ، وفاى به وعدت ، برهان تشخيص و عظمت ، امروز و فردا كردن ، نشان بخل و خست ، و گواه بىوفائيت تجديد مهلت . ، احسان نكو آن است كه خالص و فراوان باشد ، و احسان شوم آنكه امروز و فردا شود و با خاطرهء ناخوش آلوده گردد . ، هشيارى جوانمردان كندى نگيرد ، و سيماى شوم خطا نپذيرد . ، سگ كه بر چهرهء ماه تابان بانگ كند ، با سنگ دهانش بسته گردد . ، بسيار شد كه به آرزوى خونخواهى و انتقام ، در ورطهء هولناك به خاك راه افتاده‌اند . ، وعدهء نوال ، برخى چون آب حيات است و برخى چون درخش سراب . ، نفوذ سخن گاه بدانجا رسد كه تير پران نرسد . ، چه بسا اعتراف به تقصير كه گوياتر است از زبان تشكر آميز . ، چه بسا سخن كوتاه كه رساتر به مقصود باشد . ، هر سرى آرزوئى پرورد ، و هر روزى كارى شايستهء خود دارد . ، سخن نرم و هموار سود بخشد و گرنه شمشير بران ، سودبخشتر افتد . ، دلاور شير دل فراوان است ، ولى نه چون عمرو ، و بر مردگان ماتمدارى كرده‌اند ولى نه چنان كه بر صخر ( 1 ) . ، فراموش مكن كه فاصلهء جوان و پير فراوان است و فرق ميان عقاب و شاهين از زمين تا آسمان . ، كفران نعمت ، سر آغاز نقمت است .
هامش
( 1 ) مراد از عمرو ، پسر معدى كرب دلاور عرب است ، و از صخر ، برادر خنساء شاعره . ( مترجم )