تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
پاك است - و هم بر حسن فرزندش كه رفتارش پسنديده و گفتارش از معدن علم الهى سرچشمه گرفته . - ايناناند ، نه ساير مردمان ، كه پناه مناند و هر روز با جان و دل رو به سوى آنان دارم . ، و نيز ارجوزهء ديگرى دارد كه به نام يكايك پيشوايان رهبر زينت داده است . اضافات چاپ دوم : [ و نيز قصيدهء در ثناى امام ابى الحسن على بن موسى الرضا هشتمين حجت خدا دارد ، كه در مقدمهء « عيون اخبار الرضا » تأليف شيخ صدوق درج شده و هم قصيدهء ديگرى در ستايش آن امام كه مىگويد : - اى زائر كه پا در ركاب كرده به تاخت مىروى ! - چنان از ما گذشت كه گويا برقى بود : جهيد و ناپديد شد .
ابلغ سلامى زاكيا بطوس مولاى الرضا
- درود خالصانه‌ام را در طوس به سرورم رضا نثار كن . - فرزند زاده پيامبر مصطفى ، فرزند خليفه اش مرتضى . - آنكه به عزتى پايدار ، دست يافته و با عظمتى رخشان زيور بسته . - از اين مخلص كه دوستى و ولايت آنان را فرض مىشمارد پيغام برده بگو : - در سينه سوز آتشى است كه دلم را پردرد ساخته . - از اين ناصبيان كه دام نهاده در كمين نشسته‌اند ، قلب دوستانتان جريحه دار است - با صراحت لهجه بر آنان گذشتم و سخن را بىپرده گفتم . - علنا پرچم خلاف برافراشتم و از اينكه بگويند : رافضى گشته ، هراس نداشتم . - چه خوش است ترك گفتن آنها كه رسما به دشمنى و خلاف شما برخاسته‌اند . - اگر امكان مىيافتم ، خود به زيارت او مشرف مىگشتم ، گر چه بر آتش تفته پاى نهم . - ولى من پاى بست اين ديارم ، با قيد و بندى خطير .